ميان خود به سرورى برداشته در نظام ملك سعى روا داشتند و نام او كشن بود .
ذكر حكومت كشن
پوشيده نماند كه اوّلين كسى كه در ملك هندوستان قدم بر مسند حكومت گذاشت كشن بود و اين كشن نه كشن مشهور است كه اهل هند براى آن افسانههاى بديع ساختهاند و حكايات دور از كار پرداخته و به معبوديّت برداشته . اين كشن مردى بود عاقل و فرزانه و شجاع و مردانه و چون عظيم الجثّه بود و اسب طاقت سوارى او نداشت به رأى رزين و انديشهء صحيح بفرمود تا پيل وحشى را به دام آوردند و به تدبير رام كردند آنگاه بر او سوار شد و در عهد او برهمن نام شخصى ، از نسل بنگ بن هند ظاهر شد ، بسيار دانا و خردمند . كشن او را وزير خود ساخت و اكثر صناعات مثل درودگرى و آهنگرى به دانش برهمن پيدا شد و بعضى بر آناند كه نوشتن و خواندن نيز از وى به هم رسيد و در آن اوان اوّلين شهرى كه در ملك هند معمور شد اوده « 1 » 31 بود . چون از عمر كشن ، كه معاصر طهمورسب بود ، چهار صد سال بگذشت جهان را بدرود كرد و در عهد او قريب دو هزار قصبه و قريه آباد گرديد و سى و هفت پسر از وى ماندند ، چنانچه ولد ارشد وى مهاراج جانشين شد .
ذكر حكومت مهاراج بن كشن
چون به اتّفاق سران قوم و اخوان قدم بر تخت حكومت گذاشت بهتر و بيشتر از پدر در آبادى ملك و نسق امر سلطنت كوشش نموده آنها را كه از اولاد پورب بودند امر امارت و حكومت رجوع نمودند و فرقهاى را كه از نسل برهمن بود به كار وزارت و
هامش
( 1 ) .Avadh