تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
از دهلى برآمده نزديك [ موضع ] « 1 » راى سنكهر طرفين را چند مرتبه مقابله و محاربه شد و آخر به صلح انجاميد . سلطان حسين به جانب اتاوه و سلطان بهلول به دهلى مراجعت كردند . در اين وقت مادر سلطان حسين ، بىبى راجى ، در اتاوه درگذشت و ، كليان‌مل « 2 » ، پسر راى كرت‌سنگه « 3 » ، راجهء گواليار و قطب خان لودى جهت تعزيت پيش سلطان حسين رفتند و قطب خان چون او را با سلطان بهلول « 4 » در مقام پرخاش يافت ، بنياد خوش آمد كرده گفت كه « بهلول از زمرهء نوكران شماست او را دم برابرى نمىرسد و من تا دهلى را به تصرّف شما درنياورم قرار نخواهم گرفت . » و به لطايف الحيل از سلطان حسين رخصت گرفته به خدمت سلطان بهلول آمد و گفت : « به حيله و تدبير از دست سلطان حسين خلاص شده‌ام و او در مخاصمت شما راسخ است ؛ در فكر كار خود بايد بود . » در اين اثنا ، سلطان علاء الدّين در بداؤن درگذشت و سلطان حسين از اتاوه جهت تعزيت به بداؤن آمد و بعد از مراسم تعزيت بىمروّتى به خود قرار داده بداؤن را از پسر سلطان علاء الدّين بگرفت و از آنجا به سنبهل رفت و مبارك خان ، پسر تاتار خان ، حاكم سنبهل را مقيّد كرده به سارن فرستاد و خود با لشكر عظيم و يك هزار فيل متوجّه دهلى شده و در ماه ذى الحجّهء سنهء ثلث و ثمانين و ثمانمائه [ 883 / فوريه - مارس 1478 م ] كنار آب جون قريب گذر كچهه « 5 » نزول نمود . سلطان بهلول در سرهند اين خبر شنفته حسين خان پسر خان جهان را به ضبط ميرت روان كرد و خود به دهلى آمده طرفين را مدّتى روزگار به كارزار گذشت . شرقيّه چون از روى كثرت و ابهّت كمال غلبه داشتند ، قطب خان كس پيش سلطان حسين فرستاده پيغام داد كه « من در قيد احسان بىبى راجىام . وقتى كه در جونپور محبوس بودم انواع احسان در حقّ من از آن عفيفه به ظهور آمده حاليا صلاح در آن است كه با
هامش
( 1 ) . پ . ش . پت : ندارد ، از س افزوده شد . ( 2 ) .Kalyan Mal. ( 3 ) .Kirat Singh( 4 ) .Kirat Singh( 5 ) . پت : كهه . طبقات اكبرى ، 1 / 309 : كنجه . متن انگليسى ، 1 / 324 :Kutcha - Ghat