كانكوى كهترى ، و سدپال « 1 » ، نبيرهء گنجوى كهترى را كه پروردهء اين خاندان و صاحب خدم و حشم بودند ، با خود موافق ساخت و ميران صدر ، نايب عرض ممالك و قاضى عبد الصمد ، حاجب خاصّ و مردم ديگر را نيز در مخالفت به جدّ كرده فرصتى مىجست .
در اين وقت سلطان مبارك شاه هفدهم ماه ربيع الاوّل سنهء سبع و ثلثين و ثمانمائه [ 837 / 31 اكتبر 1433 م ] در كنار نهر جون شهرى بنياد نهاده مباركآباد نام كرد . و هم در آن ايّام خبر فتح [ 286 ] تبرهنده و سر فولاد ترك بچّه رسيد . سلطان مبارك شاه به بهانهء شكار به جانب تبرهنده « 2 » رفت و در اندك مدّتى زمينداران آن ديار را مطيع و فرمانبردار ساخته مراجعت نمود « 3 » .
در اين وقت خبر آوردند كه ميان سلطان ابراهيم شرقى و سلطان هوشنگ مالوى بر سر كالپى جنگ مىشود . سلطان مبارك شاه ، كه هميشه در فكر « 4 » ممالك شرقى بود ، فرصت يافته به جمع لشكر فرمان داد و سراپردهء پادشاهى به جانب جونپور « 5 » ، بيرون دهلى نزديك چپوتره « 6 » ، سيرگاه « 7 » زده و چند روز جهت اجتماع سپاه در آنجا توقّف فرمود .
بيت
او در اين تدبير و آگه نى كه تقدير فلك * صفحهء تدبير را خطّ مشيّت دركشد
و چون به همه نيكى كرده بود و به جز تغيير و تبديل جاگير هيچ بدى به آن كافر نعمتان ننموده بود ، از انديشهء غدر سرور الملك به غايت غافل بود و هميشه بىتكلّف و جريده به تماشاى عمارت مباركآباد مىرفت تا آنكه روز جمعه نهم ماه رجب [ سنهء سبع و ثلثين و ثمانمائه ] « 8 » [ 837 / 19 فوريهء 1434 م ] به عادت معهود به اندك مردم به شهر مباركآباد « 9 » رفته در عمارت خاصّ فرود آمد و در تهيّه نماز
هامش
( 1 ) . سدپالSadpal( 2 ) . پت : ترهنده .
( 3 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 287 : به شهر مباركآباد آمد .
( 4 ) . ش : فكر تسخير .
( 5 ) . م ، 1 / 306 . ن ، 1 / 169 : « به جانب جونپور » ندارد .
( 6 ) . پ : جوتره .
( 7 ) . پت : سركار .
( 8 ) . پ . ش . پت : ندارد ، از س افزوده شد .
( 9 ) . پ : مباركباد .