راهبرى كرده از آب چناب « 1 » گذرانيده به بهيسل « 2 » 288 كه محكمترين جاهاى جسرت بود ، برد . جسرت به جاى ديگر گريخته باز بسيارى از مردمان او قتيل و اسير شدند .
مبارك شاه در محرّم سنهء خمس و عشرين و ثمانمائه [ 825 / دسامبر 1421 م ] به لاهور آمد و آن را ، كه ويران شده بود ، به حال عمارت آورده ملك الشّرق ملك حسن را حاكم آنجا ساخت و استعداد حصاردارى سامان كرده به دهلى مراجعت فرمود . و جسرت بعد از مراجعت مبارك شاه جمعيّت كرده به پاى قلعهء « 3 » لاهور آمد و نزديك ميرحسين زنجانى - قدّس سرّه - فرود آمد و مدّت يك ماه و پنج روز محاصره كرده چندين كرّت بر قلعه چنگ انداخت و كارى نساخته به كلانور شتافت و به واسطهء انتقام كشيدن بر سر راىبهليم رفته و جنگ كرده ، به قايمى ، از او جدا شده و به كنار آب بياه آمده در مقام جمع كردن لشكر شد . در اثناى آن ، ملك سكندر تحفه ، كه از دهلى به مدد ملك محمود حسن نامزد شده بود ، به گذر لونى « 4 » رسيد و ملك رجب ، حاكم ديپالپور و اسلام خان لودى ، امير سهرند به او پيوستند و جسرت را قوّت جنگ نمانده با پرتال « 5 » از آب راوى و چناب گذشته به كوه درآمد و ملك سكندر ، دوازدهم [ ماه شوّال ] « 6 » سال مذكور به لاهور آمد و ملك محمود « 7 » حسن استقبال نموده مقدم او را گرامى داشت و ملك سكندر كنار آب راوى را گرفته جانب كلانور رفت و چون به سرحدّ جمو رسيد ، راىبهليم نيز به او ملحق شده لوازم خدمت به تقديم رسانيد . طايفهء كهكران كه از جسرت جدا شده نواحى آب چناب مانده بودند آنها را تاراج كرده بسيارى را كشته به جانب لاهور مراجعت نمود . و در اين وقت فرمان مبارك شاه رسيد كه ملك محمود حسن به جالندهر رفته استعداد خود نمايد و به دهلى آيد و ملك سكندر در لاهور بوده در ضبط آن حدود بكوشد .
هامش
( 1 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 272 : در آب چناب گذرانيده و به تهيكه كه محكمترين جاهاى شيخيا بود برده خراب كرد .
( 2 ) . ش : سل . پت : پيل . س ، همانجا . ن ، همانجا : بسيل .
( 3 ) . ش : حصار .
( 4 ) . ش : بوى . م ، 1 / 298 . ن ، 1 / 164 : لوهى .
( 5 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : كوچ بنه .
( 6 ) . پ : ندارد . از ش افزوده شد .
( 7 ) . پ . ش : محمد ، در صفحات بعد محمود .