تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
خيل و حشم مشغول گرديد و با امير شيخ على مغول ، كه يكى از امراى ميرزا شاهرخ بود و در كابل اقامت داشت ، طريقهء آشنايى و خصوصيّت مسلوك داشته به تاخت سيوستان و بهكر « 1 » تحريص و ترغيب نمود تا از همه جانب زور [ به پادشاه دهلى ] « 2 » رسيده خود ، در ميان ، مقصود خويش حاصل كند . در اين وقت ملك علاء الدّين ، حاكم ملتان ، وفات كرد و آوازهء آمدن امير شيخ على مغول منتشر گشت . سلطان مبارك شاه بىتوقّف و درنگ ملك محمود حسن را اقطاع ملتان و بهكر و سيوستان داده با لشكر گران بدان طرف نامزد كرد و او به آنجا رفته حصار ملتان را كه از صدمهء صاحبقران خراب شده بود ، مرمّت نموده لشكر اطراف و نواحى را جمع كرده و مستعدّ جنگ مغول شد . و هم در اين سال به واسطهء آنكه هوشنگ ، حاكم مالوه ، به قصد تسخير قلعهء گواليار سوارى فرمود ، سلطان مبارك شاه به حمايت گواليار به آن طرف روان شد و چون به نواحى بيانه رسيد ، معلوم شد كه امير خان بن اوحد « 3 » خان بن شمس خان ، حاكم بيانه ، مبارك خان عموى خود را كشته و بيانه را خراب ساخته به قصد مخالفت بالاى كوه متحصّن شده است . مبارك شاه در دامن كوه نزول نمود و بعد از رسل و رسايل ، امير خان هرساله تعهّد خراج نموده اطاعت به جاى آورد و سلطان مبارك شاه از آنجا به گواليار رفت و سلطان هوشنگ گذر آب چنبل « 4 » 289 را گرفته فرود آمده بود كه مبارك شاه گذر ديگر پيدا كرده ، به سرعت ، از آب بگذشت و بعضى از امرا كه مقدّمهء لشكر بودند ، اطراف لشكر مالوه را غارت كردند و جمعى كثير اسير كرده آوردند و چون اسيران مسلمان بودند ، همه را خلاص فرموده روز ديگر هوشنگ صلح در ميان آورد ، پيشكش لايق فرستاده جانب دهار مراجعت نمود ، مبارك شاه كنار آب چنبل توقّف نموده و خراج بر قانون قديم از زمين‌داران آن ديار
هامش
( 1 ) . پ . ش : و ديگر . م ، 1 / 299 . ن ، 1 / 164 : و بهكر و تهته . ( 2 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد . ( 3 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : داود . ( 4 ) . م ، 1 / 299 . ن ، 1 / 165 : چهنپل .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 547 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى