گرفته در ماه رجب سنهء سبع و عشرين و ثمانمائه [ 827 / ژوئن 1424 م ] به دهلى آمد .
و در ماه محرّم سنهء ثمان و عشرين و ثمانمائه [ 828 / دسامبر 1424 م ] به جانب كهنتير حركت كرد . نرسنگه ، راى كهنتير ، به كنار آب گنگ آمده ملازمت نمود و به واسطهء بقاياى سه ساله چند روز مقيّد گشت و بعد از اداى مال نجات يافته و سلطان آن طرف آب گنگ رفت و متمرّدان آنجا را مالش داده مراجعت نمود . و در اين حال خبر طغيان ميواتيان رسيد ، سلطان به آن طرف نهضت نموده دست به غارت و تاراج برآورد و ميواتيان ولايت خود را خالى كرده به كوه جهركه « 1 » درآمدند .
سلطان ، به واسطهء عسرت غلّه و علف و محكمى جاى ، مراجعت نموده به دهلى آمد « 2 » و امرا را به جاگيرها رخصت داده به عيش و عشرت مشغول شد .
و در سنهء تسع و عشرين و ثمانمائه [ 829 / 6 - 1425 م ] باز به جانب ميوات ، جهت گوشمال متمرّدان آن ديار ، سوار شد جلّو و قدّو نبيرههاى بهادرناهر با ساير [ 280 ] ميواتيان كه با ايشان موافقت داشتند ، جاهاى خود را ويران و خالى كرده به كوه الور رفتند . مردم سلطان بر ايشان رفته هرروز جنگ مىشد ، از طرفين كشته مىشدند ، آخر ميواتيان عاجز شده امان خواستند و آمده ملازمت نمودند و بعد از چند روز چون انديشهء گريختن كردند « 3 » ، مقيّد گشته سلطان ولايات ميوات را تاراج كرده چون قحط شد ، مراجعت نموده بعد از چهار ماه باز در [ يازدهم ] « 4 » محرّم سنهء ثلثين و ثمانمائه [ 830 / 12 نوامبر 1426 م ] به جانب ميوات لشكر كشيد و متمرّدان آنجا را مالش داده به بيانه رفت و چون امير خان فوت شده بود ، محمّد خان ، برادر او ، بالاى كوه متحصّن شده شانزده روز حرب نمود چون اكثر مردم از او جدا شده به سلطان پيوستند ، تاب مقاومتش نمانده از روى عجز و انكسار رسن در گلو انداخته
هامش
( 1 ) . جهركهJharka. تاريخ مباركشاهى ، ص 204 : كوه جهره .
( 2 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 204 : در ماه رجب در كوشك خانه نزول كرد .
( 3 ) . ش : نمودند .
( 4 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .