و در سنهء احدى عشر و ثمانمائه [ 811 / 1408 م ] سلطان محمود بر سر قوام خان ، كه از جانب خضر خان حاكم حصار فيروزه بود ، رفت و او در حصار فيروزه متحصّن شده بعد از چند روز پسر خود را با پيشكش بسيار به خدمت سلطان فرستاده عذر خواست و سلطان مراجعت كرده به دهلى رفت و خضر خان اين خبر شنيده به فتحآباد آمد و مردم فتحآباد را كه به محمود شاه پيوسته بودند ، آنها را ايذا كرده ملك تحفه را تعيين نمود كه مياندوآب را كه در تصرّف سلطان بود بتازد و خود در سنهء احدى عشر و ثمانمائه [ 811 / 1408 م ] از راه رهتك به دهلى آمد .
محمود شاه ، كه از عقل و شجاعت چندانى بهره نداشت ، به فيروزآباد درآمده مضبوط شد و خضر خان چند روز حصار فيروزآباد را محاصره كرده به سبب نايابى غلّه و علف به فتحپور رفت .
و در سنهء اثنى عشر و ثمانمائه [ 812 / 1409 م ] بيرم خان ترك بچه با خضر خان مخالفت نموده پيش دولت خان ، كه كنار آب جون مىبود ، رفت و اهلوعيال خود را به كوه فرستاد و خضر خان تعاقب نمود و چون به كنار آب جون رسيد ، بيرم خان پشيمان شده از روى عجز و نياز باز به خدمت خضر خان آمده پرگناتى كه به جاگير او مقرّر بود ، باز [ 273 ] مقرّر گشت .
و در سنهء ثلث عشر و ثمانمائه [ 813 / 1410 م ] خضر خان بر سر ملك ادريس ، كه از جانب محمود شاه حاكم رهتك بود ، رفت . ملك ادريس در قلعهء رهتك متحصّن شده شش ماه جنگ قايم داشت ، آخر عاجز شده پسر خود را به گرو فرستاد و مبلغها پيشكش نموده بيعت كرد . و خضر خان از راه سمانه به فتحپور رفت .
و در سنهء اربع عشر و ثمانمائه [ 814 / 1411 م ] [ خضر خان به ] « 1 » جانب رهتك كه از جمله ولايات محمود شاه بود ، عزيمت نمود . ملك ادريس و مبارز خان ، برادر او ، استقبال نموده ، در هانسى « 2 » ملازمت نمودند . ايشان را به عنايت و التفات گرامى
هامش
( 1 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .
( 2 ) . پت : « هانسى » ندارد .