الكلام « 1 » ، تيمّنا تبرّكا ، برخى از آن مىنويسند تا نيكى ذات پسنديده صفات آن پادشاه فرشته سيرت معلوم ارباب [ 256 ] بصيرت و انتباه گردد .
يك فصل در اوقاف مسجد و وصيّت آن به مصرفش نوشته « 2 » و در فصل ديگر مىگويد :
« در ازمنهء سابقه خونريزى مسلمانان به اندك جريمه شدى و اقسام تعذيب مثل بريدن دست و پاى و گوش و بينى و كور كردن چشم و كوفتن استخوانهاى اعضا به ميخكوب و سوختن اندام به آتش و زدن ميخ آهنين بر دست و پاى و پوست كشيدن و بريدن پى و دوپاره ساختن آدمى و پارهاى ديگر انواع سياست شيوع تمام داشت . حقّ ، سبحانه تعالى ، مرا توفيق داد كه جميع اينها را منسوخ ساختم و نام نامى سلاطين ماضيه را كه به سعى ايشان هندوستان دار الاسلام شده است از خطبه انداخته بودند من احياى نامهاى ايشان كرده داخل خطبه ساختم تا به اين تقريب فاتحهء آمرزش ايشان دوام داشته باشد . ديگر بعضى وجوهات نامعقول و بىحساب كه به ظلم داخل مال واجبى كرده ، هرساله به زجر مىگرفتند مثل چرايى و گلفروشى و نيلگرى و ماهىفروشى و ندّافى و ريسمانفروشى و نخود بريانگرى و دوكانانه « 3 » و خمّارخانه و دادبيگى و كوتوالى و احتساب ، همه را بر طرف كردم كه گفتهاند :
بيت
دل دوستان جمع بهتر كه گنج * خزينه تهى به كه مردم به رنج
و مقرّر داشتم كه هرمالى كه خلاف سنّت پيغمبر - عليه السّلام - باشد نگيرند و پيش از اين رسم بود كه از مال غنيمت پنجم حصّه به سپاهى داده و چهار حصّه به ديوان مىگرفتند و من ، موافق شريعت مطهّره ، پنجم حصّه به ديوان قرار دادم و
هامش
( 1 ) . خزينة الامثال ، ص 150 .
( 2 ) . فتوحات فيروزشاهى ، ص 11 .
( 3 ) . ش : دنگانه . پت : دوكانه . طبقات اكبرى ، 1 / 240 : نكامى . در فتوحات فيروزشاهى ، ( ص 5 ) چنين است : مندوى برگ ، دلالت بازارها ، جزارى ، اميرىطرب ، گلفروشى ، جزيهء تنبول ، چنگى غلّه ، كتابى ، نيلگرى ، ماهىفروشى ، ندافى ، صابونگرى ، ريسمانفروشى ، روغنگرى ، نخود بريان ، ته بازارى ، چهته ، قمارخانه ، دادبيگى ، كوتوالى ، احتسابى ، قصابى ، كوزهء خشتپزى ، كرهى ، چرائى و مصادرات .