تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
بزرگ ، و ملك ركن الدّين و ملك عز الدّين « 1 » تفال خان و نصير الدّين نور خان از ندماى مجلس بودند . و از « 2 » شعراى وقت سلطان علاء الدّين كه دار الملك دهلى ، بل تمام هندوستان ، به وجود عديم المثال ايشان زيب و زينت داشت ، و صيت سخنورى ايشان عالم را فراگرفته بود . سرآمد ايشان امير خسرو بود كه در فنون سخن و اختراع معانى يد بيضا داشت و آثار فضل و مناقب او از تصنيفاتى كه در نظم و نثر كرده لايح و واضح است . مع هذا ، صوفى صاحب وجد و حال بود و اكثر اوقات او در صلات و صوم گذشتى و از عشق و محبّت نشاط تمام داشت و اين‌چنين نادره روزگار را كه : بيت
به خدا گر به زير چرخ كبود * همچو او هست و بود و خواهد بود
سلطان علاء الدّين در سال يك هزار تنكه مواجب دادى . ديگر امير حسن سجزى كه به سلاست كلام و لطافت سخن مشهور بود و از بس كه غزل‌هاى سليس گفتى و داد سخن دادى او را سعدى هندوستان گفتندى و در تهذيب اخلاق و قناعت و ترك دنيا « 3 » و تجريد يگانهء وقت بود و خلافت از خدمت شيخ نظام الدّين اوليا - قدّس سرّه - داشت و سخنان او را آنچه در مدّت ارادت خود شنيده بود جمع كرده فوائد الفواد نام كرده و در نظم و نثر نيز مصنّفات بسيار دارد . و صدر الدّين عالى و فخر الدّين قواس و حميد الدّين راجه « 4 » و مولانا عارف و عميد حكيم و شهاب الدّين صدر بستى نيز از شعراى وقت سلطان علاء الدّين بودند و به عنوان شاعرى مواجب مىيافتند و هريك را در شيوهء شاعرى طرزى خاصّ بود . ديوان‌هاى شعر ايشان بر كمال فضل و هنر ايشان « 5 » شاهد است و از مورّخان نيز چند كس « 6 » بىبدل [ 210 ] بودند .
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 213 . ن ، 1 / 121 : ملك اعزّ الدّين . ( 2 ) . ش : « از » ندارد . ( 3 ) . پ . ش . پت . س : ندارد . از ن ، همانجا : افزوده شد . ( 4 ) . ش : « راجه » ندارد . ( 5 ) . پ : هنرشان . ( 6 ) . پ : « شعر ايشان . . . چند كس » مكرّر .