ايشان تاخت و جمعى كثير را به قتل آورده و جمعيّت ايشان را از هم پاشيد . و اين خبر چون به سلطان رسيد ، فوجى بزرگ از غلامان خاصّه را به تعاقب او تعيين فرمود . ايشان دنبال كرده او را گرفتند و [ 39 ] نزد سلطان آوردند .
فتح خوارزم و قسمت ممالك اولاد « 1 »
چون سلطان به قلعهء هزار اسب 131 رسيد ، لشكر خوارزم به جمعيّت و استعداد هر چه تمامتر در مقابل آمدند و جنگ سخت درپيوست ، آخر شكست بر لشكر خوارزم افتاده الپتگين بخارى ، كه سپهسالار ايشان بود ، اسير گشت . سلطان به خوارزم رفته ، اوّل قاتلان ابو العبّاس 130 را به قصاص رسانيد و امير حاجب التونتاش را خطاب خوارزمشاهى داده ولايت خوارزم و اورگنج 132 را به اقطاع او ارزانى داشت و از آنجا به بلخ آمده ولايت هرات به پسر خود امير مسعود داد و ابو سهل محمّد بن حسين زوزنى 133 را وكيل او ساخته همراه فرستاد و ولايت گرگان را به ميرمحمّد داده ، ابو بكر قهستانى را با او همراه كرد و چون امين الدّوله « 2 » سلطان محمود از مهمّ خوارزم اطمينان حاصل نمود زمستان آن سال در بست توقّف فرمود تا لشكريان آسايش حاصل كردند « 3 » .
تاخت و تاراج قنّوج و متهوره و ديگر بلاد « 4 »
در سنهء تسع و اربعمائه « 5 » [ 409 / 1017 م ] اوّل بهار ، هنگام اعتدال ليل و نهار كه
هامش
( 1 ) . ش : پسر كوچك امير محمد . پت : پسر خرد امير محمد .
( 2 ) . پ : امين الدّوله . پت : امين المله .
( 3 ) . زين الاخبار ، ص 182 : و فتح خوارزم پنجم صفر سنهء ثمان و اربعمائه بود .
( 4 ) . ش . پت . م ، 1 / 49 ، ن ، 1 / 29 : عنوان ندارد .
( 5 ) . ابن اثير اين واقعه را به سال 407 ق ذكر كرده است . ( الكامل ، 15 / 369 )