تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1100

مساهمون:

ص١١٠٠

مقالهء سيم در اصابت رأى و دانش خداداد و حسن تدبير كه مطابق صحيفهء تقدير است

قطع نظر از شيوهء مدحت گزارى و سخن سرائى آن حضرت بوفور فهم و فراست و ادراك عالى و علو فترت و دانش كامل متصف‌اند و در امور متعارفه دنيا رأى صائب و فكر ثاقب دارند زيرا كه چون بر مسند سرورى قرار گرفت آئين جهاندارى و قاعدهء حرب و لشكركشى و آداب صف آرائى و داد و دهش در ميانهء سلاطين روزگار تازه ساخت و فرامين پسنديده‌اش كارنامه جهان و دستور العمل پادشاهان كامكار كامران گرديد و از عهد صبى الى يومنا هذا وقايع عظيمه و محاربات و تسخير قلاع و فتح بلاد كه در زمان دولت ابد پيوندش روى داده با وجود رأى صائب عقلا و مدبران كارديده كه در ملازمت همايونش انتظام بخش امور دولت بودند در جميع مواد رأى دوربين آن حضرت بر همه راجح مىآمد و هر عقده كه در مهام خلافت پيش آمد عاقبت بمفتاح رأى مشكل گشايش افتتاح يافت و هر تدبيرى در هر باب انديشيد موافق تقدير آمد و مهام اقبالش مانند تير قضا و قدر بر هدف مراد راست آمد و آنچه در بادى الرأى در نظر عقلاى دهر خطا مينمود عاقبت الامر بصواب مقرون گشت و اين معنى بر عالميان ظاهر و هويدا گرديد كه كل مهام انام و جزئيات امور خواص و عوام و متحتمات آئين جهاندارى و لوازم امور كشور گشائى بالهام آسمانى و توفيق ربانى مستقلا نتيجه رأى صائب و تدبير ثاقب و فكر متين و رأى دوربين آن حضرتست و احدى را در آن مدخلى نيست .
آنچه مخزون رأى انور اوست * همه اسرار مبدأست و معاد
عقده‌هاى جهان دانش را * هيچ طبعى چو طبع او نگشاد
طفل رأيش ز بس خردمندى * مىزند تخته بر سر استاد
چون آن حضرت بنفس نفيس متكفل مهام سلطنت و عالم آرائى گرديد با وجود حداثت سن و كثرت اعدا و قلت اعوان و انصار بالطاف الهى و نيروى بخت و مساعدت اقبال و دانش خداداد و خرد مادرزاد بىانتظامى امور دولت و بر همزدگى سلطنت بنوعى نظام و انتظام گرفت كه : مصراع
كه خيره ماند در او ديدهء اولى الابصار
زيرا كه ده سال متجاوز بود كه ممالك ايران از پادشاه قاهر نافذ فرمان خالى بود و بعضى از جهلاى لشكر و سران سپاه و معتبران طوايف از جهالت و نادانى و تيره رائى خودراى گشته دو گروه شده بودند و دامن حسن عقايد ايشان بلوث نااخلاصى آلوده شده و در هر سرى سودائى پديد آمده بود