صبا و سمير نفحهء « 1 » شمال راه باديهء هجران پيموده و قدم اجتهاد به مغيلان حرمان فرسوده . در وادى العقيق « 2 » بر عقيق اشك عاشقان شتافته و در سر منزل رقمتين رقم قبول يافته ، سلعهء شوق را به جبل سلع رسانيده و لوعهء التياع به زيارت زوراء نشانيده و در قبّهء قبا ، قباى طاقت چاك كرده و در بقعهء بقيع بر سر خاك كرده . بر در باب السّلام جهت تقبيل و التثام بر زمين تضرّع فتاده و باب رحمت بر روى خود گشاده . از پايهء منبر به معراج صفا رفته و از آن جا به مقام روضهء مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - رفته ، باز مرهمى بر ريش نهاده و به عزم زيارت قدمى پيش نهاده ، در مقابل مرقد مكرّم سيّد ولد آدم واقف و مراقب و زبان حالش ناطق بدين نعوت و مناقب :
ابيات
نبىّ البرايا سلام عليك * صفىّ المزايا « 3 » سلام عليك
سلام تو آسايش جان من * از او تازه هر لحظه ايمان من
زهى قبّهء عالمآراى تو * زهى مرقد راحت افزاى تو
فلك خواست در مرقد نازنين ( 6 - پ ) * كند پردهء خويش فرش زمين
و ليكن از آن آسمانى كند * كه بر قبّهاش سايهبانى كند
زهى نازنين مرقد جانفزا * كه خاكش بود بهتر از توتيا
اگر توتيا ديده روشن كند * همين چارهء ديدهء تن كند
دل خاك قبرت كه چشم من است * از او ديدهء جان همى روشن است
سلام على المرقد الاقدس * سلام على المدفن الأنفس
هزاران درود و هزاران سلام * ز ما بر محمّد عَلَيه السّلام
دگر بر سپهدار اصحاب او * ابو بكر صِدّيق همخواب او
دگر بر دوم صاحبِ نامدار * ابو حفص فاروقِ پرهيزگار
هامش
( 1 ) .F: نفخه
( 2 ) .K: وادى عقيق
( 3 ) . كذا در هر دو نسخه