از باد صبا برگ بريزد آخر 133
از باد مخالفان چراغت 8
از براى ره حقّ علم و حجج 67
از پى محكمى پيكر كفش 67
از جور حسود نيست رنجت 9
از خلّت تو خليل رحمان 9
ازو دست بر دست ملك جهان 37
از روى گريه سوخت ، جان من اين آب شور 114
از سبزه به هر زمين ساده 320
از سفه و جهل چه گفتى غبى 389
از سوسن و نسترن كه گويد ؟ 320
از سيرت نيك ، نام نيكو يا بى 81
از شبنم موج ، بحر هستى بينى 4
از صحابه امام افضل اوست 90
از صبح ازل ، رايت بختش منصوب 297
از عطا برد و شرم بخشيده 17
از عطايش فلك كند آزرم 17
از كفت برده بهرهاى دريا 242
از كمالات هر چه مطلوب است 242
از نبى يافته زيادهء علم 16
از نطفهء تو به صلب آدم 9
ازو دست بر دست ملك جهان 37
از يمن آن سوابق و تأثير اين همم 145
ازين دولت كسى كو سر كشيده 52
اسد مىريخت از دم آتش تيز 168
اصل حقايق ثمر فرع او 346
اقبال داشت بابر تا بود ز اهل سنت 34
اگر اوج گردون شود جاى تو 357
اگر پرتوى افتد از قهر شاه 239
اگر پيداست ، پنهان نيست غيرش 5
اگر توتيا ديده روشن كند 12
اگر چه دولتى بسيار تيزست 52
اگر سوى دريا شدى بهر آب 213
اگر شه كند نامهء من رقم 37 ، 73
اگر فتنه به عهدت سر برآرد 251
اگر كوه در پيش آن تف شود 239
اگر گيو و گودرز ، اگر بيژن است 41
اگر محاصرهء آسمان كند رايت 301
الا تا ننازى به جاه و مكان 357
الا اى قلم ، قصّهاى باز گو 179
الا اى نى خامه دمساز شو 173
اللّه اللّه چه تفاوت ز كجا تا به كجا 263
امام و قاضى و شيخ و خطيبم 386
انداخته سنگ دشمنانت 9
انديشه اگر برو برآيد 177
انديشه مكن كه با مقامات بدى 82
او چكانيده از سحاب كرم 43
او چو سرگردانيّت اندوخته 63
ايا شهى كه غبار سپاه منصورت 301
اى بريده باد آن كام و زبان 252
اى به بخشش كف تو مصرف بحر 242
اى بلبل زبان بسرا احسن القّصص 3
اى به لطافت گهر كام حسن 42
اى چو نى در دماغ باد غرور 371
اى رخت هوس به چرك دهر آلوده 82
ايزد كو داد جوانى و ملك 112
اى زلال عفو تو ماحى الذّنوب 44
اى سرور فرقهء نبوت 8
اى شده بازيچهء دست هوا 259
اى طاير روح خيز و پروازى كن 11
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٤٨٤