تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
دست كم مملكت پناهى فتاده باشد . بناى بنيه در غايت احكام و اساس بنيّه در نهايت استحكام ، ساحت ساير بدن از امراض خلقيّه مبرّا و ناحيت مملكت [ تن ] از علل « 1 » عارضه معرّا ، مدّت دوازده سال كه ايّام دولت و كامرانى « 2 » [ و روزگار ] سلطنت و ( 220 - ر ) جهانبانى بود ، هرگز خدشهء مرضى صعب مجلس [ مشرع زلال ] « 3 » عيش او را مكدّر نساخت و هيچگاه سوار علّت و انكدار بر محلّ « 4 » قرار وجود شريف او نتاخت . پيوسته محفل همايون بزمى بود ، [ اصحابش ] « 5 » آسوده و احبابش « 6 » غنوده . صبح و شام جام گلفام [ داير ] « 7 » و صباح و رواح افراح و امراح حاضر ؛ چنگ راى « 8 » فرهنگ به ساز عود امل موعود در آواز . ابيات « 9 »
همه كامى به كام دل مكمّل * هران « 10 » عيشى كه مىبايد ، محصّل
ربوده گوى از ميدان اقبال * سمند بخت زير ران اقبال
كلاه سرورى بر سر نهاده * قباى خسروى را بر گشاده
پرى رويان عالم زير فرمان * چو ديوان مانده در حكم سليمان
سكندروار سدّ عقل بسته * ز يأجوجِ فتن آفاق رسته
سرانجام چاووش اجل قريب بىرخصت و تقريب از ميان بيرون جسته و دهن قدح و روى ساقى فرح شكسته . بيت
مجلس عيش « 11 » و طرب باقى نماند * آن قدح بشكست و آن ساقى نماند
هر آينه از تكرير « 12 » اين ملاحظه و تصوير بر خاطر نصيحت پذير ظاهر مىگردد كه غايت
هامش
( 1 ) .F: جميع . ( 2 ) .F: كامرانى + آن حضرت . ( 3 ) .F: مجلس . ( 4 ) .P: بر مملكت وجود . . . ( 5 ) .F: ندارد ؛P: اصحاب ، با توجه به نسخهءKتصحيح شد . ( 6 ) .F: اصحابش . ( 7 ) .P: صبح و شام كام دار ؛ با توجّه به نسخهءKتصحيح شد . ( 8 ) .P: راى + مر . ( 9 ) .P: شعر . ( 10 ) .P: همه . ( 11 ) .K: همه ( 12 ) .F: تكرير