ركن الدّين مسعود كاشى بود كه در حفظ مال مسلمانان و ضبط منال « 1 » ديوان فريد زمان است ، اذا اراد اللّه بالأمير « 2 » خيرا جعل له وزير « 3 » صدق .
القصّه ، شاهزاده چنان كه مذكور گشت ، هنگامى كه از عيادت حضرت مهد عليا به دولتخانهء خود معاودت فرمود ( 219 - ر ) وفور غموم و اعراض موجب علل و امراض گشت و بيمارى شديد روى نمود .
ابيات « 4 »
تبِ پُر لرزه در بستر كشيدش * غِطاى خستگى در سر كشيدش
سرش از بار « 5 » بيمارى گران شد * گل چهره به رنگ زعفران « 6 » شد
تنش كز نازكى چون نسترن بود * كنون ديديم و « 7 » پژمرده سَمن بود
بعد از مدتى بيمارى ، يوسف مصر جهاندارى ، از كنعان احزان جهان « 8 » رحلت فرموده به چاه هلاك مبتلا شد و پيراهن حياتش به انياب ذئاب فوت و ممات متخرّق گشت . و در مصر جنان در مأمن امن و امان و مسكن پُر روح و ريحان برآسود . از تضرّع اجابت مآثر
رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ
[ 12 / 101 ] اثرى نديده ، دعاى
تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
[ 12 / 101 ] در شأن او مستجاب شد ، انّ للّه عزّاء من كلّ مصيبة .
هر چند ايّام بيمارى حضرت اعلى خاقانى و قرب غروب خورشيد فلك جهانبانى بود ، فامّا زبان زمانه در تعزيت آن روح يگانه اين رباعى مىگفت « 9 » :
گر گل ندمد چهرهء محبوب بس است * سرو ار نبود قامت آن خوب بس است
گر گرگِ اجل جامهء يوسف بدريد * در ملك جهان بقاى يعقوب بس است
از آن شاهزادهء « 10 » ارجمند ، دو گزيده فرزند دلبند همچو دو درّ درج سلطنت و دو درّى
هامش
( 1 ) .F: منازل .
( 2 ) .PF: امير .
( 3 ) .P: وزيرا .
( 4 ) .P: شعر .
( 5 ) .P: باد .
( 6 ) .F: ارغوان .
( 7 ) .P: « و » ندارد .
( 8 ) .P: ديار كنعان هجران .
( 9 ) .P: گفت + شعر .
( 10 ) .P: از اين شهزاده .