و طلب ثار ( 140 - ر ) و انتقام و آرزوى قصاص از ملك شروان « 1 » ضميمهء آن شده ، هر آينه اكثر اوقاتش در تهيّهء مقدّمات لشكركشى از نيزه ساختن و تيغ پرداختن مصروف بود و خلقى « 2 » بسيار از مردم روم و طالش و سياه كوه در موكبش مجتمع گشته . گويند همگان او را معبود خويش مىدانستند و از وظايف نماز و عبادات اعراض كرده ، جنابش را قبله و مسجود خود مىشناختند . شيخ هم دين اباحت را براى ايشان ترويج داده « 3 » ، قواعد شريعت خرّميان بابكى در ميانشان نهاده « 4 » . از غايت مكّارى در سر كلاهى « 5 » صوفيانه و در بر خرقهاى درويشانه و جوشنها در خانه ساخته و تيغها براى جنگ پرداخته . زبان قهر الهى « 6 » :
وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
[ 3 / 54 ] گويان و دست قدرت انتقام اين بىراهيها از او جويان .
ابيات حافظ « 7 »
صوفى نهاد دام و سر حُقّه باز كرد * بنياد مكر با فلك حقّه باز كرد
بازىّ چرخ بشكندش بيضه در كلاه * زيرا كه عرضِ شعبده با اهل راز كرد
و فى الواقع در حدّ ذات خويش مرد جلد [ و ] شجاع بود و در « 8 » انواع دليرى و فنون جنگ از شمشير زنى و تير افگنى و نيزهبازى و كمند اندازى مهارتى « 9 » تمام داشت . اسفنديار آسا چون در جامهء آهن رفتى ، رستم دستان را زال ساختى و بيژن صفت چون بر توسن پهلوانى نشستى افراسياب را بر خاك انداختى .
بيت ( 140 - پ )
جهان پهلوان بود در كارزار * جهان پهلوان را ازو كار ، زار
تمامت زندگانى را در ورزش طريق پهلوانى صرف كردى . در ساختن اسباب حرب و تهيّهء آلات طعن و ضرب يگانهء زمان بود . شنيدم كه چند هزار سر نيزه و جوشن و شمشير مهيّا
هامش
( 1 ) .K: شيروان .
( 2 ) .F: خلق .
( 3 ) .P: داد .
( 4 ) .P: نهاد .
( 5 ) .F: كلاه .
( 6 ) .KP: آلاهى .
( 7 ) .KP: « ابيات » ندارد .
( 8 ) .P: از .
( 9 ) .P: مهارت .