چون حقيقت اين حال معروض نواب كامياب گشت و از ممرّانهاى عالى جناب اميرزادهء فاضل بلند تدبير ابراهيم بيك جهانگير كه در آن ايّام داروغه و حاكم دار السّلطنه بود ، صورت اين گمان و تخمين به معنى [ يقين ] قرين شد ، رايات همايون به جانب سراب و اردبيل مايل شد ، به عزم آنكه در آن ييلاقات چندگاهى توقف واقع شود تا حقيقت خبر « 1 » طاعون تبريز واضح گردد « 2 » ، اگر بوى آسيبى كه از بوستان تبريز برخاسته ، سكون يافت فبها و الّا رايات قمر اشراق توجّه قشلاق « 3 » عراق فرمايد .
بعد از چند روز توقّف در سرات خبر « 4 » طاعون تبريز جزم گشت « 5 » و در اواسط رمضان رايات همايون از طريق عقبهء بزگش « 6 » و راه ميانه [ و ] گرم رود به رودخانهء زنجان درآمد ، و عيد فطر در حوالى زنجان كرده و از طريق اژدها چشمه و گوزل دره روان گشته در گزين محلّ نزول رايات ظفر قرين شد و اوايل ذى القعده « 7 » به سعادت و اقبال در بلدهء قم نزول اجلال فرمود .
و هنگامى كه رايات همايون از منزل سرات بيرون مىآمد ، امر عالى نفاذ يافت كه امير اشجع كامكار شجاع الدّوله سليمان بيك « 8 » با لشكرهاى جرّار توجّه صوب گيلان ( 122 - ر ) فرمايد و پيمانهء ذلّ و نكال بر اميرزاده على والى گيلان پيمايد و سزاى بىادبى كه از [ او ] صدور « 9 » يافته « 10 » در دامن اعمال او نهد ، و من اللّه العون و المدد .
هامش
( 1 ) .K: خطر .
( 2 ) .P: كرده .
( 3 ) .K: قيشلاق .
( 4 ) .K: خطر .
( 5 ) .P: كرد .
( 6 ) .K: بزغش .
( 7 ) .F: صادر .
( 8 ) .KP: بك .
( 9 ) .F: صادر .
( 10 ) .K: يافته + بود .