سابق ( 114 - پ ) استعذار نموده و اظهار حسرت و ندامت كرده و مضمون اين بيت « 1 » به قلم آورده :
مطلع « 2 »
جوانِ من به جفا تا « 3 » كيَم ملول كنى * كمينه پير غلامم اگر قبول كنى
و تعهّد نموده كه اگر نوّاب همايون از سر خون اين زبون « 4 » در گذشته به دار السّلطنه به سعادت معاودت فرمايند ، وراى خراج معهود مبلغ پانصد تومان نعل بهاى اسب لشكر به خزانهء عامره رساند و فرزند مرهون باشد تا مال [ مضمون ] مؤدّى « 5 » گردد .
چون اظهار عجز و انكسار به كمال نموده بود ، سجاحت ذات و رجاحت صفات حضرت اعلى مقتضى ترحّم شد و امر عالى نفاذ يافت كه عساكر نصرت مآثر « 6 » چون دمار از ديار كفّار برآوردند و در مراسم غزو و « 7 » جهاد ضروب سعى و صنوف اجتهاد تقديم نمودند ، سالما غانما به مساكن خود رجوع كنند . رايات نصرت آيات « 8 » از غزو گرج به راه شوره گل منزل « 9 » به منزل روان شده ، اواخر شوال ، در عين نصرت و اقبال به دار السّلطنهء تبريز نزول فرمود ؛ آئبون تائبون « 10 » لربّنا حامدون ، بر زبان حال جارى ، بر تخت جهانبانى و سرير مملكتدارى استقرار يافت . و از ابتداى انشاى اين غزو بلند نام تا به انجام كما بيش چهل روز بود و در اين اندك زمان سعادت قرين جمع ميان صيام و غزا و اربعين فرمود ، الحمد للّه ولىّ النّعم و الجود .
هامش
( 1 ) .P: بيت + در صورت عجز و انكسار به قلم منكسر آورده .
( 2 ) .P: بيت .
( 3 ) .P: جفات .
( 4 ) .F: بنده .
( 5 ) .F: موادا .
( 6 ) .P: شعار .
( 7 ) .P: « واو » ندارد .
( 8 ) .KF: الهى .
( 9 ) .F: مز .
( 10 ) .K: تائبون + ان شاء اللّه .