چون موسم قشلاق « 1 » منقضى شد و هواى بهار خروج از ديار را مقتضى گشت ، ييلاق سهند از فرّ قدوم ارجمند رشك ايوان بلند نمود . و در ييلاقات « 2 » تبريز كه بادش عنبر بيز و آبش حياتآميز است ، از يورت به يورت انتقال واقع مىشد .
و هم در اين سال در يورت ميدان اين كمينه به شرف التحاق به اردويهء همايون مشرّف شد و چنانچه در ديباچه بدان ايمايى رفته ، عرض كتاب بديع الزّمان نمود و به تأليف ( 115 - پ ) تاريخ همايون و ذكر سوانح احوال دولت روز افزون مأمور گشت .
و هم در اين يورت رسول ملك مصر موسوم به قايت « 3 » شربتدار به خدمت بندگان كامكار مشرّف شد و عرض كتابات و تبركات نمود . مضمون كتابات « 4 » اولا مشحون به اظهار اخلاص نيّت و مقرون به اخبار از صفاى طويّت و ثانيا استبشار از فتوح نامدار كه عساكر مصر را در مقابلهء لشكر روم روى نموده و آراستن صورت بختى كه [ در مقابله اعدا ] بر ايشان چهره گشوده ، و ذكر تفاصيل داستان جنگ و اظهار قوّت و فرهنگ و در آخر كتابت طلب امداد نموده و چهرهء اتّحاد گشوده « 5 » . ايلچى در اواسط رجب به شرف مجلس همايون مرجّب گشت و تبرّكات او موقع قبول يافت و به خلعت فاخر مفتخر شد .
و تبرّكات لايقه با كتابت رايقه « 6 » مشتمل بر اظهار مودّت ما بين و اتّحاد جانبين از انشاى صدارت پناهى قاضى صفى الملّة و الدّين عيسى ساوجى كه كلك بلاغتش با ساحران ميدان فصاحت كارپرداز « 7 » عصاى پور عمران كرده و شيوهء براعتش در ذى المجاز ارباب استعاره و مجاز خصلت سحبان آورده ، مرسل گشت . فى الواقع كتابتى بليغ « 8 » و مفاوضهاى بسيار فصيح بود .
و مولانا ملك البلغا عبد الرحمان جامى - سلّمه اللّه - در جواب كتابتى كه قاضى مشار اليه به دو نوشته ، نوشته « 9 » است :
هامش
( 1 ) .KP: قيشلاق .
( 2 ) .P: ييلاغات .
( 3 ) .P: قانوم ؛K: قايت باى .
( 4 ) .P: كتابت .
( 5 ) .P: عبارت « و ذكر . . . گشوده » را ندارد .
( 6 ) .P: فايقه ، در جاشيه با همان قلم « رايقه » .
( 7 ) .K: پردازى .
( 8 ) .F: كتابت . . .P: كتابتى بليغه .
( 9 ) .P: « نوشته » ندارد .