در بيان داستان فتح كرمان « 1 »
الا اى نى خامه دمساز شو * به زير و بم من هم آواز شو
چو واجب بود كز جهان بگذرم * چه كرمان خورندم ، چه كرمان خورم
بر متخرّجان « 2 » تقلّبات « 3 » ليل و نهار ، و ناظران تقليبات « 4 » مقلّب القلوب و الأبصار روشن است كه چون سابقهء لطف الهى « 5 » بر سعادتمندى رقم قبول كشيد « 6 » [ به ] هر جا كه رو نهاد « 7 » ، در دولت [ همدم ] و به هر طرف كه پا گشاد سعادت در قدم اوست ، و چون بايقهء قهر قهّار دست ردّ بر سينهء صاحب ادبارى زد ، به هر ناحيه كه رسيد ، حوادث نزيل او [ و ] نوازل [ نازل ] از سبيل اوست . شاهد اين دعوى آنكه سلاطين قراقوينلو « 8 » چون مقهوران ملك [ 92 - ر ] قهار و مغروران
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ
[ 14 / 28 ] اند ، به هر گروه « 9 » كه پيوسته ، عن قريب در دولت و شكوه بر روى ايشان بستند و به هر بلاد « 10 » كه رسيدند ، فى الفور بر او افسون شآمت دميدند .
و در بعض فرامين مطاعه كه از ديوان حضرت صاحب قران ماضى - انار اللّه برهانه - از
هامش
( 1 ) .F: ذكر واقعات طايفه قراقوينلو .
( 2 ) .F: متوجهان .
( 3 ) .F: تغلبات ،P: تقليبات .
( 4 ) .F: لعليات ،K: تجليات .
( 5 ) .KP: آلاهى .
( 6 ) .P: كشيده .
( 7 ) .F: نهاد + در .
( 8 ) .F: قراقينلو .
( 9 ) .F: كوه .
( 10 ) .P: بلا .