رتبت مصاحبت يافت . و كتاب ثمرة الاشجار كه تازه ميوهء بوستان فضل و كمال و نوباوهء طبع عزيز الافضال ايشان است و مفتتح « 1 » آن را بدين ابيات ثاقبات « 2 » كه بر سلاست عبارت و جزالت مجاز و استعارت آن دليلى « 3 » مشروح و شاهدى غير مجروح تواند بود ساخته :
ابيات « 4 »
تا به حَمد تو نعره زد بلبل * همه گوشيم چون درخت گل
برگ بر شاخها زبان دارد * نشنوا گوش دل گران دارد « 5 »
اين درختان به نزد اهل كمال * مَلكانند و شاخها پر و بال
همه تسبيح و حمد مىگويند * همه حقّ را در آب مىجويند
در محفل همايون معروض داشت و محلّى « 6 » تمام از قبول يافت . بعد از رجوع بايندر بيك ، [ حاجى بيك « 7 » ] الپاوت به داروغگى اصفهان پس از زمانى مقرّر شد و الحمد للّه و منه التّوفيق .
ابياتى كه در تعريف زمستان واقع است « 8 »
بيا ساقى چو وقت جام مىشد * كه تابستان گذشت و گاه « 9 » دى شد ( 90 - ر )
تموز از مِهر ، تيغِ گرم مىراند * كه دى از قوس تيرِ سردى افشاند
اسد مىريخت از دم آتش تيز * كه طبعِ جدى سردى كرده « 10 » انگيز
هر آن برگى كه تابستان « 11 » همى ساخت * ز دم سردى ، خزان بر خاكش انداخت
هنگام تقارب « 12 » فصل شتا خاطر همايون حضرت اعلى ، مايل به قشلاق عراق گشت و از سهند رايات بلند به صوب قم تصوّب فرمود و بتدريج قطع منازل و مراحل نموده ، اوايل
هامش
( 1 ) .P: مفتح .
( 2 ) .F: ثابتات .
( 3 ) .F: دليل .
( 4 ) .P: شعر .
( 5 ) .P: گردد .
( 6 ) .F: محلّ .
( 7 ) .KP: بك .
( 8 ) .P: جاى عنوان را بياض گذارده است .
( 9 ) .P: وقت .
( 10 ) .P: كرد .
( 11 ) .F: بستان .
( 12 ) .F: مقارب .