سجاحت امتياز تمام دارد به سعادت استلام كعبهء اقبال التيام « 1 » آستانهء جلال مشرّف گشت و شرف تكاميشى يافته به انواع جلايل فوايد و اصناف كرايم عوايد اختصاص يافت . و بعد از آنكه به مراسم تربيت خسروانه و نوازش پادشاهانه سرافراز گشته بود ، امر واجب الاذعان به التحاق او به امرا كه به رسم « 2 » منغلاى « 3 » از پيش رفته بودند ، نافذ شد .
چون رايت سعادت از اين منزل روان شد ، خبر وصول سلطان « 4 » به دار السّلطنهء تبريز و گذاشتن اغرق « 5 » در سهند و توجّه صوب همايون مسموع سمع جلال گشت . رأى صواب نما چنان اقتضا فرمود كه بايندر بيك « 6 » با جمعى غفير از امرا به منغلاى « 7 » پيوندند و تقويت مقدّمه را موجب انتاج قراين دولت و كامرانى دانند . بعد از توجّه امرا رايت خاقانى در عين بهجت و شادمانى ، به اعتماد تأييد ربّانى ، كسر عسكر سلطانى را نصب العين ساخته كوچ فرمود .
در منزل سقماناباد « 8 » امير شيخ حسن بيك پرناك « 9 » به عزّ زمين بوس استسعاد يافت و در اين يورت مراحم خسروانهء امراى كبار ( 76 - ر ) را كه مصحوب سليمان بيك « 10 » روانه گشته بودند به انواع اصطناع سرافراز ساخته « 11 » ، هر يك را به قدر مرتبه به فرستادن خلع فاخره و كمر شمشير زرّين و اقمشهء ثمين سرافراز ساخت ، و هم در حوالى اين منزل خبر رسيد كه سلطان به گريوهء يام رسيده و شنيده كه عساكر رحمت آثار آب خوى را همچو حوض كوثر به دست گرفته ، به عوض سلسال زلال آن مىخواهند « 12 » كه عاصيان را از سرچشمهء تيغ آبدار شربتهاى ناگوار چشانند . رأى جهان آرا از « 13 » استماع خبر قرب وصول سلطان چنان اقتضا فرمود كه موكب همايون به مقدمهء لشكر كه منتج « 14 » سعادت كبرى است پيوندد ، مبادا ايشان را از سطوات سلطانى گزندى روى نمايد .
هامش
( 1 ) .P: التيام و التثام
( 2 ) .P: به اسم اگر
( 3 ) .K: منقلاى
( 4 ) .F: سلطان + رسيد
( 5 ) .KP: اغرق .
( 6 ) .KP: بك
( 7 ) .K: منقلاى
( 8 ) .P: سقاناباد ،K: سكمان آباد
( 9 ) .K: پورناك
( 10 ) .KP: بك
( 11 ) .P: ساختند
( 12 ) .P: مىخواست
( 13 ) .F: نزد
( 14 ) .F: مفتّحK: منهج