تهنيت « 1 » تاج دولت و تخت جهان به اقبال صد سال و بخت جوان عالى حضرت خلافت پناهى ظلّ الهى وارث مفاخر اوغوز [ خان و ] « 2 » مآثر انو شيروان عضد السّلطنة و الخلافة و الدّين ابو الفتح بايسنغر خان كه همچو يوسف در تخت ملك فايز به مطلوب و در مصر خلافت خلف صدق يعقوب است ( 28 - ر )
اى گل بستان جهان پرورى * سرو روان چمنِ سرورى
لالهء نوخاستهء باغ دهر * لطف تو مرهم شده بر داغ دهر
ماه درخشندهء چرخ كبود * درّ گران مايهء بحر وجود
رحمت حقّ چرخ فلك آفريد * چرخ در اين دايره بىحدّ دويد
باد درين راه بسى خاك بيخت * ابر بسى اشك غم از ديده ريخت
بحر بسى سال در اين جوش بود * در طلبت ديدهء او شد كبود
تا چو تو درّى به كف او فتاد * گوهر « 3 » جان در صدف او فتاد
چون ز صدف سوى جهان آمدى * زيب دِهِ كون و مكان آمدى
هامش
( 1 ) .P: باب اوّل
( 2 ) .F: اغوز ماثر و . . . ؛P: ندارد ؛ با توجه به نسخهءKتصحيح شد .
( 3 ) .K: گهر