باب هشتم ( 27 - ر ) حسن « 1 » اعتقاد و تقويت شرع : در طريق اعتقاد ، متابعت سنّت اهل جماعت را فريضه شمرده و به اعتزال از بدع مذمومه و رفض عقايد ملومه ، رقم اعتزال « 2 » و رفض را از صفحهء ارض سترده . در عهد او اهل توحيد در مهاد امان آسوده و ارباب الحاد در لحد خذلان فرسودهاند . مباحيان كه به دعت « 3 » بدعت رستگار و در ساحت اباحت صاحب استقرار « 4 » بودند ، در دور دين پرورى او از آثار اهواء فاسده برى و از ملابس عار عقايد كاسده عرىاند .
همّت عاليش در تقويت ساعد شرع يد بيضا نموده و به پشتى دين متين بازوى مردى گشوده است . ارباب حسبت را در رفع منكرات از خدشهء خشيت مخلوق باكى نيست و در زلال شرعهء شريعت از فحش فواحش زمن « 5 »
ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ
[ 6 / 151 ] خاشاكى نه .
شرابخانهها كه در زمان قراقوينلوى لئام چون بيت الحرام - حاشا - در عين اكرام [ و احترام ] بود ، اكنون چون دير « 6 » مينا در بيت المقدس ، از روث دواب و نجاست كلاب مدنّس است . در هر ميكده كه چون لالهزار قدحهاى بىشمار چيده بودى و هر كه را همچو نرگس شش درم در كف بود ، پاى قدح آن را مصرف [ نمودى ] « 7 » ، امروز از تندباد قهر پادشاهى قدحها كه مالامال از مى لالهگون بود ، چون كاسههاى گردون سرنگون و دراهم مردم چون برگ گل زينت اوراق كتاب مكنون است و از استمالت نامهها كه از ديوان عالى « 8 » به مهر خاصّه در باب ( 27 - پ ) ارباب احتساب سمت صدور يافته ، بر كمال دين پرورى آن پادشاه كامياب استدلال توان نمود .
ابيات در وصف تقويت شرع « 9 »
زهى در زمانت رواج « 10 » شريعت * به فرق تو زيبنده تاجِ شريعت
هامش
( 1 ) .P: در حسن
( 2 ) .P: اعزال
( 3 ) .K: بدين بدعت
( 4 ) .P: اقرار
( 5 ) .P: فواحش زمرهء
( 6 ) .P: ديو
( 7 ) .PF: ندارد ، ازKافزوده شد
( 8 ) .P: اعلى
( 9 ) .P: شعر
( 10 ) .F: زاوج