گفتار در ذكر اولاد سيد نصير الدين
فرزند معروف او دو نفرند : يكى - سيد فضل الله ، و ديگرى - سيد ظهير الدين . سيد - فضل اللّه مردى بود ، شجاع و عالم و متدين و به صفت صلاح و عفاف آراسته و به هفت قلم خطاط خوب نوشتى ، در علم و صنعت نقاشى استادان مانى كار را تعليم مىنمود . و در كماندارى و تيراندازى اوصاف آرش رازى نزدش سهل بودى . چنانچه در هرات به مجلس پادشاه شاهرخ ميرزا - نور اللّه قبره - كه در زمان پهلوانى بود - كه از هفت پيل آهنين تير ميگذرانيد - كمان همان شخصى را بگرفت و از نه پيل تير بگذرانيد ! و در آن باب منشورى به توقيع همايون نوشته به دو دادند . و او مدتى در تنكابن بود . و دخترش در حبالهء زوجيهء سيد محمد كياى تنكابنى بوده است . و از آنجا او را سيد مرتضى سارى دلالت نموده به سارى برد . و فرزند سيد صاعد را اجازت داد كه به قصاص پدر خود به قتل آورد . و همچنان در سنهء هشتصد و بيست و چهار شهيد كردند و قتلش نامشروع بود به قول بعضى ، چه قصاص سيد صاعد بر او لازم نمىآمد . و او در آمل مدفون است . و اولاد او اكثر آنجااند .
و سيد تاج الدين نامى از نبيرهء او در ميسر مرسوم نوكر است و به يمن همت سادات گيلان روزگار مىگذراند ، و سيد ظهير الدين در حالت تحرير كتاب در حيات بود .
گفتار در ذكر اولاد سيد ظهير الدين
و اين سيد را فرزندى بود سيد قوام الدين نام و نبيرههاى او در آملاند . و آنچه وفات يافتند ، آنجا مدفونند و ولايت ميانرود حصهء موروثى ايشان است .
گفتار در ذكر اولاد سيد زين العابدين
و اين سيد را از ساير برادران ملك موروثى كمتر بود ، و از همه كوچكتر هم بود ، و او را سه فرزند بود : يكى - سيد صاعد . دوم - سيد عبد العظيم . سيم - سيد شبلى .