بود : سيد شمس الدين نام كه بعد از پدر به چند سال حاكم آمل بود ، و بلاعقب بود . و قبر او و پدر مرحومش در آمل است .
ششم - سيد حسن ، و او در محاربهء چلاو كه با برادر سيد مرتضى به جهت اندك ملك موروثى نزاع كرد . به تير مجهول مقتول گرديد ، و از اين سبب سيد مرتضى را براركش سيد مرتضى مىگفتند . و او را هم دو پسر بود : يكى - سيد مرتضى نام كه دخترزادهء سيد كمال الدين سارى است و پدر سيد ابراهيم است ، و الحاله هذه حاكم آمل است و قصهء او مسطور است . ديگرى سيد اسد الله مرحوم كه مدت بيست و يك سال
حاكم آمل بود ، و قصهء او پيش از اين نوشته شده و آنچه از او از دنيا رحلت كردند در آمل مدفوناند .
هفتم - سيد ابو الفضل ، او را هم دو فرزند بود : يكى سيد محمد ، و ديگرى سيد على . سيد محمد را در محاربهء مرزناك كه با مؤلف حقير اتفاق كرده بود ، به قتل آوردند و سيد على در آمل وفات يافت ؛ و اولاد ايشان با پدران خود در آمل مدفونند .
پنج نفر فرزند ديگر سيد اعظم سيد رضى الدين در صغر سن وفات يافتهاند ، و مادر ايشان به تحقيق معلوم نيست از كيست .
گفتار در ذكر اولاد سيد فخر الدين
اين سيد كثير النكاح و اولاد بود ! و كنيزان ترك متعدّد در تصرّف داشت . و دربارهء كثرت اولادش روايت عجب مىكنند كه در دور قمر فوق طوق بشر است ، و آنچه نوشته شد اكثر سماعى است . چون اين سخن هم از مردم استماع افتاد نوشته شد . چنين شنيده آمد كه وقتى كه سيد حاكم رستمدار بود و مسكن و موطنش در واتاشان بود ، چون به ييلاق كچور تشريف مىبرد ، يك سال چهل گهواره از اولاد حضرتش كودك رضيع بسته بدوش مىبودند ! چون به كچور رسيدند يك شب دوازده نفر از اناث و ذكور وفات يافتند ! و اولاد او در آملاند و سادات اهلم نبيرهء وىاند ، و مقبرهء ايشان در آمل است .