عالى بر زمين نهاد و سوار گشت و به جانب لپور نهضت اقبال فرمود . و آن بقعه بر دامن سوادكوه است .
مردم آن ولايت را تابستان ييلاق در سوادكوه مىباشد . و چراخور چهارپايان ايشان در آن مقام و ديار است . و مردم سوادكوه را نيز قشلاق و مرتع گاو و گوسفند در آن مقام است . و مجموع اهالى آن مقام مردم پيادهرو و كماندار و به شجاعت موصوفند . و كيايان بيستون - كه از مشاهير ولايت سارىاند - آنجا مىباشند . و املاك و اراضى آن عزيزان در كوه سوادكوه و دشت لپور است . ايشان را تسلّى داده و به اقطاعات مستمال گردانيدند .
چون ايشان در ربقهء اطاعت و فرمانبردارى درآمدند ، بالضرورت مردم سوادكوه مطيع گشته رجوع به آستانهء دولت آشيانه نمودند . و آنچه وظايف يكجهتى و دولتخواهى بود به تقديم مىرسانيدند . و حضرات سادات به سوادكوه نزول اجلال فرمودند و مردم آن ديار را به انعامات وافر مستمال ساختند . و دختر حضرت كيا حسين كيا بيستون را - كه مهتر جماعت بيستونيان بود - به عقد شرعى در حبالهء نكاح سيد كمال الدين درآوردند .
و كليدهاى قلاع - كه در آنجا بود ، به غير از قلعهء فيروزكوه - مجموع را آوردند و سپردند .
و ساكنين قلعه را بجان و مال امان دادند . و ذخايرى كه از ايّام دولت آل باوند تا حكومت چلاويان در آن موضع جمع بود ، مجموع را ضبط نمودند . و قلاع را كوتوالان امين معين ساختند .
كيا اسكندر سياوش سخت كمان نيز هرچند به سنّ [ شيخى ] رسيده بود ، اما پير روزگارديده بود . او هم آمد و به عزّ بساط بوسى مشرف گشت . او را هم عنايت فرموده با كوچ و عيال به سارى فرستادند . و آنجا جاى لايق تعين فرمودند .
چون فصل خزان رسيده بود و هوا رو به خنكى نهاد ، محاصرهء قلعهء فيروزكوه متعذّر بود . معاودت فرمودند ، و از مخصوصان يكى را نزد كيا جلال متمير فرستادند كه : اگر در ربقهء اطاعت ما درآيى ، آنچه موجب عنايت است تقصير نخواهد بود . و الا
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص١٩٩