جالينوس الزّمانى ميرزا احمد طبيب اصفهانى احمدآبادى برحسب امر خاقانى از اصفهان به تبريز رفته در معالجهء آن حضرت يد بيضا نمود . درين اوقات كه چمن سلطانيّه مضرب سرادقات فيروزى آيات شد ، شوق ملاقات فرزند خجسته پيوند شاهنشاه ظفرمند را به پيرامون خاطر خطير خطور كرد و حضرت وليعهدى از دار السّلطنه تبريز به سلطانيه بهجتانگيز روى آورد . اميرزادگان معظم ، اعنى نوّاب وليعهد ثانى محمّد ميرزا و خسرو ميرزا و سيف الملوك ميرزا كه خلف اسنّ و ارشد نوّاب ظل السلطان و صهر پر مهر نوّاب وليعهد زمان است ، به التزام موكب وليعهدى از حضور همايون سعادتى از حد افزون يافتند و پس از استيفاى حظّ كامل از سعادت حضور شهريار باذل مجدّدا در ركاب وليعهد دريادل به دار السّلطنهء تبريز شتافتند . ايالت ولايات « 1 » طوايف قراگوزلو به نوّاب وليعهد ثانى محمّد ميرزا عنايت شد و روز يكشنبه دوازدهم شهر ذى حجه الحرام ، موكب با احتشام از چمن سلطانيه ركضتآرا گشته در دوشنبه بيست و دويم شهر مزبور وارد دار الخلافه بهشت آيت گرديد . جناب امين الدوله عبد الله خان حسب الامر الاعلى روى به نظم مهام اصفهان گذاشت و نوّاب وليعهد ثانى محمّد ميرزا برحسب صوابديد والد بزرگوار به جهت نظم امور جماعت قراگوزلو از دار السّلطنه تبريز حركت « 2 » كرده همت بر توقّف قصبه جوزقان واقعه در محال مقرّره گماشت .
مثنوى :
هر كجا باشد شه ما را بساط * هست صحرا گر بود سمّ الخياط
هر كجا كه يوسفى باشد چو ماه * جنّت است ار چه كه باشد قعر چاه
هامش
( 1 ) . ملى : « محالات » .
( 2 ) . مجلس : « عزيمت » .