آزار از صفحه قلوب باريافتگان « 1 » دربار عرشمدار برخاسته « 2 » [ آمد ] . بعد از انقضاى بزم شيلان اگرچه كارى كه مستلزم حركت موكب ظفرنشان در اطراف ممالك نبود ، ولى چون سال قبل در دار الخلافه توقّف دست داده بود ، لهذا شاهنشاه عاقبتنگر به سبب ترتيب لشكر ، عزيمت سفر فرمود . در روز پنجشنبه دوازدهم شهر شوّال المكرّم از دار الخلافهء طهران به روضه دلگشاى نگارستان و روز شنبه بيست و دويّم از آنجا به جانب چمن سلطانيّه سبكعنان و يوم چهارشنبه دويّم شهر ذى قعدة الحرام ، چمن مزبور مضرب خيام ظفر فرجام آمد .
رعاياى گيلان از تعدّيات كاركنان نوّاب شاهزاده محمّد رضا ميرزا به دربار همايون شكايت آوردند و از فرط مروّت و دادرسى داراى مظفّر شاهزادهء آزاده را از ايالت معزول كردند [ و ] نوّاب يحيى ميرزا به والىگرى آن مملكت سرافراز شد و حضرت منوچهر خان غلام ايچ آقاسى باشى كه از وزيرزادگان ولات ولايت گرجستان و از اسراى سال جدال با ايشپخدر سردار روسيّهء بىايمان و اجلّ مقرّبان دربار خلافت عليّه است ، به نظم امور آن ثغور و تربيت شاهزادهء ايرج دستور قرين اعزاز آمد . نوّاب حجة السلطان على نقى ميرزا كه در سال قبل - از قرارى كه نگارش يافت - داوطلبانه به دارايى مملكت خراسان رسيد ، ظرف حوصلهاش رفتار با خوانين اكراد را برنتافت و استعفاكنان به دربار جهانمدار شتافت . حضرت و الا شجاع السّلطنه حسن على ميرزا كه چندى بود به دار العلم شيراز رفته بود ، برحسب احضار در مدّت هفت روز ، يك ماهه راه را طى كرده در ثانى خلعت والىگرى آن مملكت را پوشيد و بعد از نزول موكب اجلال به دار الخلافه بىزوال به عزيمت ارض اقدس كوشيد . نوّاب على نقى ميرزا را لقب حجة السلطانى به لقب ركن الدّوله تبديل يافت و مثل سابق به حكمرانى دار السّلطنه قزوين شتافت .
حضرت امام ويردى ميرزاى ايلخانى كماكان از منصب ارجمند كشيك سراى همايون اعتبارى تمام حاصل ساخت و ميرزا اسد الله نورى [ 345 ] نيز به همان شغل قديم پرداخت .
در زمستان سال قبل نوّاب وليعهد دوران را سوءمزاجى عارض شده بود و
هامش
( 1 ) . ملى : « بارباختگان » .
( 2 ) . ملى : « برخواسته » .