تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
چون صاحبقران اعظم معاملهء ايالت مملكت خراسان را به جهات چند عاريه فهميد ، لهذا نوّاب امام ويردى ميرزاى ايلخانى ايل جليل و سركشيكچى باشى درگاه نبيل را كه برادر صلبى و بطنى نوّاب حجّة السّلطان است ، به عاريه مأمور به ايالت قزوين گردانيد تا خدمات درب سراى همايون معطّل نماند . ميرزا اسد اللّه نورى وزير عسكر به لقب ارجمند پاسبان باشى سرافراز شد و از تفويض خدمت كشيك سراى همايون در غيبت موكب ايلخانى بين الاقران قرين اعتبار و اعزاز آمد . چون مشاغل او در امورات عسكر زياد بود ، لهذا برحسب امر اعلى مستوفى الثّانى ميرزا هدايت اللّه ولد مشار اليه به نيابت پدر به انجام اين خدمت اقدام نمود . به نوّاب حسين على ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس اذن مراجعت داده شد و نوّاب شجاع السّلطنه به رفاقت معزّى اليه و به جهت معالجهء سوء مزاج ، روى سعات به دار السّلطنه اصفهان نهاده چندى در آن ديار بهجت آثار به عيش و نشاط و صحبت ارباب انبساط به سر برده باز برحسب احضار در هفدهم شهر ذى قعده الحرام روى ارادت به كعبه آمال آورد .

ذكر ترك عزيمت سفر درين سال خجسته فرّ و وقايع واقعه در دار الخلافهء جاويد اثر و زيارت [ حضرت ] معصومه ( ع )

چون درين سال در اطراف ممالك محروسهء سلطانى كارى كه موجب حركت رايات ظفر مبانى باشد ، نبود ، لهذا صاحبقران اعظم « 1 » ترك عزيمت سفر كرده اوقات همايون را صرف صيد و شكار در ييلاقات شمران و قرب جوار مىفرمود . چون شعبه [ اى ] از جبل مرتفع مطوّل البرز در شمال دار الخلافهء طهران به دو فرسنگى واقع و بلوك شمران در دامنهء آن جبل مرتفع است ، لهذا شاهنشاه آگاه را در هنگام توقّف ييلاقات شمران خيال صعود بر فراز قله « 2 » آن كوه باشكوه ، خورشيدوار از گريبان خاطر انورش سر برزد و فرّاشان با فرّ و شان دو روز قبل از حركت حضرت صاحبقران خيمه و
هامش
( 1 ) . مجلس : « معظّم » . ( 2 ) . ملى : « قلعه » .