تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
نوّاب نايب السّلطنه در اواخر شهر شعبان المعظّم با جيشى انبوه و توپخانهء صاعقه شكوه از دار السّلطنه تبريز حركت نمود و در ولايت خوى نزول اجلال فرمود و چون حسن خان قاجار قزوينى برحسب امر و الا در بدايت بهار با جمعى از جماعت ايروانى به تاخت‌وتاز ولايت قارص و نريمان و گرفتن قلعه مغازبرد رفته بود ، لهذا بعد از جدال با سپاه رومى ، سعيد آقا نام سيواسى را با يكهزار نفر اسير روانهء حضور و الا نمود . نوّاب اشرف از فرط مروّت ذاتى جميع اسرا را آزاد ساخت و چون سعيد آقا مرد معتبر زبان‌دانى بود ، او را نزد جناب محمّد رئوف پاشاى سرعسكر ارزنة الروم سفير كرده به اعلام نصايح مشفقانه پرداخت كه : اولا سوء سلوك را با اهالى حاج عجم موقوف دارند و ثانيا واسطهء صلح گشته همّت به موافقت دو دولت عليّه گمارند . بعد از وصول سعيد آقا به ارزنة الرّوم شدّت سوء سلوك با اهالى حاج زياده شد و حضرت وليعهد دوران تنبيه آن سركشان را آماده آمد . اوّلا مراتب را به اولياى دولت عليّه معروض داشت و جناب اللّهيار خان دولوى قاجار برحسب امر صاحبقران نامدار با ده هزار سوار و پيادهء جرارّ در روز سه‌شنبه بيست و پنجم شهر شوّال المكرّم به عزم امداد نوّاب وليعهد دوران از چمن سلطانيّه روى به آذربايجان گذاشت [ و ] حضرت وليعهد ظفر فرجام در اواسط شهر صيام باكمال شوكت و احتشام و ازدحامى ما لا كلام از بلدهء خوى حركت فرمود و در منزل چالدران نزول اجلال نمود . چون منظور نظر آن بود كه افتتاح كارها از طرف وان شود ، لهذا جمعى از افواج قاهره را به‌سمت الپاق و سلماس مأمور داشت و بلافاصله خبر رسيد كه جلال الدّين محمّد پاشاى ، چاپان اوغلى و ساير پاشايان به‌طرف توپراق قلعه رفته و حافظ على پاشا كمر همّت به تسخير قلعه بسته و جلال الدّين محمّد پاشا سنگرى ترتيب داده و در آن نشسته و ابراهيم پاشا به محافظت او در خارج سنگر پيوسته است ، بنابرآن نوّاب وليعهد دوران جمعيّتى را كه به‌سمت وان روان فرموده بود ، احضار به ركاب ظفرمآب و عقاب رايات فيروزى آيات را از چالدران در پرواز آورده به عزم الشكرد وارد اواچق شد . از اتفاقات ، معادل سه چهار هزار نفر از اكراد رومى دلوباش و هيطا سكنهء وان « 1 »
هامش
( 1 ) . ملى : « ميكنند و آن » .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 560 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )