هژبر ادبار از هر ناحيت و ديار برحسب احضار به دربار معدلتمدار روى آوردند و نسقچيان ضرغام آهنگ حسب الفرمان شهريار با فرهنگ به قرق ارباع قنقرا و لنگ روى كردند .
چون نوّاب شجاع السّلطنه حسنعلى ميرزا والى ملك خراسان استدعا كرده بود كه درين سال نيز جناب معتمد الدّوله ميرزا عبد الوهّاب [ 329 ] منشى الممالك به جهت قرار برخى از مهمّات مأمور به خراسان شود و از عرض راه استمالت خوانين بدبنياد را به صوب خبوشان و آن سامان رود ، لهذا آيات مكنونات ضمير منير يكيك به گوش هوش او خوانده شد . در روز سهشنبه پنجم شهر شوّال المكرّم موكب اعلى وارد عمارت مباركه سليمانيه كرج گشته جناب معزّى اليه از آن منزل دامن عزيمت به صوب مقصود افشانده آمد . يوم دوشنبه يازدهم شهر مزبور چمن سلطانيّه مضرب سرادقات جلال شد و عرصهء آن دشت پهناور از هجوم لشكر مالامال گرديد .
ذكر آمدن پاشايان عظام از دولت عثمانى به سرحدّات و عزيمت نوّاب نايب السّلطنه به آن ولايات و ايراد برخى روايات
وقايع تسخير قلاع توپراق قلعه و غير آن از بايزيد و ساير در وقايع سال قبل مفصّلا نگارش داده شد و به جهت اطّلاع خوانندگان كلّيّات و جزئيات مطالب بر طبق اظهار نهاده آمد . در اين سال ، امينان دولت عثمانى محمّد رؤف پاشا و جلال الدّين محمّد پاشاى معروف به چاپان اوغلى را كه از اعاظم پاشايان آن دولت بودند با ابراهيم پاشا و حافظ على پاشا به سرعسكرى ولايت ارزنة الرّوم و استرداد قلاع متصرّفى كارپردازان اين دولت ابد ملزوم بل به عزيمت استخلاص ولايات آذربايجان با هفتادهزار جمعيّت و توپخانهء افزون از غايت نامزد و روان نمودند .
بعد از ورود پاشايان به ولايت ارزنة الرّوم پاى جلادت به استرداد قلعهجات متصرّفى گشودند . محمّد امين رئوف پاشا خود در ارزنة الرّوم توقّف كرد و جلال الدّين محمّد پاشاى چاپان اوغلى را با سايرين بهسمت ولايات وان و بايزيد گسيل آورد .