عباس شه ز امر ملك شد به مرز روم * زين توپ صد گرفت به يك حمله ز آن سپاه
[ مصراع ] :
چنين كنند بزرگان چو كرد بايد كار
ذكر عزيمت نوّاب دولتشاه محمّد على ميرزا به تسخير ولايت شهرزور و دعواى او با محمّد آغاى كهياى مغرور و شكست كهيا از لشكر منصور
چون محمود پاشاى ولد عبد الرّحمن پاشاى بابان از جانب اولياى دولت قاهره به حكومت شهرزور منصوب بود و داود پاشاى وزير دار السّلام بغداد به دستآويز اين مرحله فى ما بين دولتين عليتين ايران و روم فسادى مىنمود ، لهذا درين سال كه هنگامهء نزاع سرحدداران طرفين گرم شد ، از دار الملك اسلامبول معادل دوهزار نفر از جماعت دلوباش با ده عرّاده توپ به استخلاص ولايت شهرزور مأمور و وارد بغداد گرديدند .
داود پاشا نيز به دمدمه و افسون روى محمود پاشا را از خدمتگزارى دولت باهره منحرف ساخت و محمّد آقاى كهياى خود را با دههزار از متجنّدهء بغداد ضميمه جمعيت دلوباش كرد و به شهرزور فرستاده با نوّاب شاهزاده محمّد على ميرزا رايت مخالفت برافراخت .
محمود پاشا نيز معادل سههزار نفر از سوار جرار بابان جمعآورى كرد و خويشتن [ را ] در كنار آب سيروان به اردوى كهيا ضميمه آورد . نوّاب دولتشاه را از جسارت آن قوم حال تباه ، نايرهء غضب زبانه كشيد و در اوايل شهر ذى حجّة الحرام سنهء يكهزار و دويست و سى و شش با معادل پانزدههزار سواره و پياده و ده عرّاده توپ از دار الدّولهء كرمانشاهان به جانب شهرزور روانه گرديد . حسن خان فيلى والى لرستان كه از بدايت عهد سلطان شهيد تا آن زمان دورگرد بساط عزّت بود ، از مأموريّت ميرزا محمّد لواسانى طهرانى وزير شاهزاده به صوب پشت كوه مستمال شده با جمعيّت لرستانى ملحق به اردوى كيوان مثال آمد . حسين پاشا خان ولد على خان افشار خمساوى و محمّد باقر خان ولد محمّد نظر خان ما فى را با فوجى از سپاه از راه سنندج مأمور فرمود و خود در چهاردهم شهر