تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
عافيت نمود . على الصّباح حسن خان تدارك انتزاع قلعه را ديده به جمعيّت سرعسكر يورش آورد و از طالع فيروز خسروى بنياد قرار ايشان را زيروزبر كرد . معادل چهارهزار نفر از ايشان مقتول و بقيّه فرار كرده از قلعه‌دارى معزول شدند . حسن خان حصار « 1 » توپراق قلعه را متصرف و به انتظار وصول موكب اشرف در آن‌جا متوقف شد . نوّاب و الا بعد از استماع اين فقره بلادرنگ از چالدران به‌سمت بايزيد و وان حركت و به محض وصول به آن عرصه ، قلعهء زنگ‌زور را كه در سمت غربى بايزيد است ، به قهر و غلبه متصرّف و فوجى را در آن‌جا متوقّف فرمود . « 2 » اهالى شهر از بيم سپاه ظفر پناه ، علما و قضاة و سادات را بيرون فرستاده طالب امان گشتند و غازيان فيروز به سبب منع نوّاب شاهزاده از غارت شهر درگذشتند . خسرو محمّد پاشا ، بهلول پاشاى حاكم سابق بايزيد را كه در ارزنة الرّوم محبوس داشت ، از حبس برآورده به محافظت بايزيد برگماشت . مشار اليه در قلعهء آق‌سراى بايزيد نازل و شب هنگام از انداختن مهره‌هاى آتشين توپ و تفنگ ، ساكنين قلعه زنگ‌زور را رعب‌افكن جان و دل شد . كارى از پيش نبرد و از آن نخل آرزو ثمرى جز نيش نخورد . على الصّباح نوّاب اشرف فوج بهادران و يوسف خان گرجى سرتيپ ايشان را به سركردگى امير اصلان خان دنبلى بر سر قلعهء آق‌سراى مأمور نمود و بهلول پاشا را به اردوى و الا احضار فرمود . مأمورين كار را بر محصورين تنگ كردند تا بالاخره بهلول پاشا را بر سر اطاعت آوردند . چون يك برادرش در ارزنة الرّوم بود ، خود از آمدن انديشه‌مند گشته برادر ديگر خود را روانه نمود . نوّاب نايب السّلطنه به اين معنى متقاعد نگشته حكم به شدّت محاصره كرد تا بهلول پاشا را جبرا و قهرا از قلعه برآورد . قلعهء آق‌سراى نيز به دست افتاد و بهلول پاشا به تشريف پاشايى بايزيد و عبد الحميد پاشا كه از اقوام او بود به ضبط محال الشكرد ، دلشاد [ شد ] و حسين خان سردار به اتّفاق ايشان به ورود شهر بايزيد رونهاد . [ 321 ] در ساعتى سعد در جامع بايزيد خطبهء دولت به نام نامى شاهنشاه معدلت آيت خوانده شد و دست جود و احسان وليعهد دوران بر جيب و دامان علما و
هامش
( 1 ) . مجلس : - « حصار » ( 2 ) . بنا به نوشته مرحوم عباس اقبال ، اين قلعه بين بايزيد و ايروان قرار داشته است . ( ر . ك : تاريخ مفصل ايران ، ص 789 ) .