تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
محمّد رحيم خان اوزبك ، اذيّت بسيار به حول‌وحوش ولايت جوين و سبزوار رسانيده بودند . اگرچه در همان اوقات على مراد خان قليچى حاكم جوين در عقب ايشان تاخت و بسيارى از غنايم را استرداد نموده معادل هفتاد نيزه سر و يكصد نفر زنده از آن طايفهء خيره‌سر گرفته به درگاه همايون گسيل ساخت ، ولى باز غيرت ملوكانه اين معنى را برنتافت . درين سال از ركاب فيروزى مآل ذو الفقار خان سركردهء جانبازان سمنانى و على مراد خان افشار سركردهء سوار خمسه به التزام ركاب نوّاب محمد قلى ميرزاى ملك آراى دار المرز طبرستان مأمور و نوّاب معزّى اليه برحسب امر اعلى دستجات پيادهء استرآبادى و مازندرانى را « 1 » نيز برداشته روانهء آن حدود و ثغور شد . پس از ورود به حدود سندر و چندر كه از منازل معروف دشت است ، نوّاب ملك‌آرا خود به قانون حزم و احتياط در آن‌جا متوقّف و ذو الفقار خان و على مراد خان را با لشكر قيامت اثر به تاخت‌وتاز تركمانان بام و بورمه مأمور فرمود . خوانين مزبور سرعت از باد استعاره كرده ، على الصباح عيد فطر على الغفله در اوبهء « 2 » ايشان ريختند و خون اكثرى از آن جماعت را با خاك راه آميختند . زنان و پسران و دختران كلا اسير شدند و احمال و اثقال آن طايفهء جميعا كسيب غازيان شيرگير [ گشت ] . بعد از قسمت مال و اسير به جيوش بحر خروش ، سالما و غانما مراجعت نمودند و از ظهور اين‌جان‌فشانى بر آبروى خويش افزودند . حضرت صاحبقران اعلى به شكرانه اين موهبت عظمى موازى يك زوج باب مرصّع كه به مبلغ ده‌هزار تومان زر نقد در دار الخلافه طهران ترتيب يافته و به جهت ضريح مقدّس سريرآراى ارض اقدس به همراه آورده بودند ، به اتّفاق جناب عبد اللّه خان امين الدّوله در روز شنبه شانزدهم شهر شوّال روانه آن ارض فيض نشانه نمودند . در روز چهارشنبه غرّهء ذيقعدة الحرام نوّاب شجاع السّلطنه در خارج شهر مشهد ، مقدّس با جميع علما و سادات و متولّى و خدّام آن روضهء عرش مقام به استقبال شتافتند و آن باب مطهّر را بر سر دست گرفته تكبيرگويان و ذكركنان همه‌جا رفتند تا در حرم محترم اذن
هامش
( 1 ) . ملى : « استرآبادى را و مازندرانى را » ( 2 ) .awba؛ چادر تركمانان و خيمه‌اى كه در زير آن زندگى مىكنند .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 530 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )