تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
گرديد . پس از آن‌كه مراتب حيله‌سازى و روباه‌بازى خوانين خراسان حسب الواقع بر راى عالم‌آرا معلوم شد ، نوّاب شجاع السلطنه عنان به راهى كه آمده بود راجع ساخت . نور محمّد خان دولوى قاجار پس از روزى سه چار با لشكرى جرّار به حكم شاهنشاه تاجدار به ركاب نوّاب شجاع السّلطنه ملحق و موكب نصرت شعار صاحبقران اعظم در روز چهارشنبه پانزدهم شهر شعبان المعظّم به عزيمت چمن خوش ييلاق قرين نظام و رونق آمد . نوّاب محمّد على ميرزا نيز پس از حركت رايات ظفر آيات از دار الخلافه طهران به دار الدوله كرمانشاهان شتافت و موكب فيروز چند صباحى در ارباع فيروزكوه و نمكه [ دامغان ] به سبب سان سپاه ظفر همراه توقّف نموده بالاخره در چمن خوش ييلاق اقامت يافت . در ورود به چمن مزبور به فاصله يك دو روز حسين قلى خان ولد رضا قلى خان زعفرانلو و على مراد خان ولد نجفقلى خان شادلو و مهدى قلى خان برادر محمّد خان قرايى و محمّد صادق خان برادر امير على نقى خان عرب زنگويى « 1 » و اسد الله خان ولد امير علم خان عرب خزيمه شرفياب اردوى اعلى و تفصيل آمدن ايشان به اين سياق معروض راى عالم‌آرا شد كه : جناب معتمد الدّوله اوّلا در خبوشان رضا قلى خان و نجف قلى « 2 » خان را ملاقات و از آن‌جا به تربت‌حيدريّه رفته محمّد خان قرايى و امير علم خان را نيز ديده ايشان را به لطايف الحيل ، نرم‌نرم در خدمت سرگرم گردانيده پسر و برادر هريك را به صيغه گروگان روانه درگاه سدره نشان داشته است . صاحبقران معدلت بنيان نيز هركدام را مورد نوازشات فراوان ساخته به دار الخلافه طهران روانه ساخته « 3 » و ديده بر راه وصول اخبار ساره از جانب سعادت جوانب نوّاب شجاع السّلطنه العليه گشود . انورى :
كى بود از روم و چين پيك ظفر در رسد * كان دو سپاه گران شاه مظفّر شكست [ 317 ] جوشن « 4 » چينى به تير در تن فغفور دوخت * مغفر رومى به گرز بر سر قيصر شكست
هامش
( 1 ) . ملى و مجلس : « زنگولى » ( 2 ) . ملى : « نجفعلى » ( 3 ) . مجلس : « فرمود و » ( 4 ) . ملى : « جوش »