ذكر وصول اخبار فتوحات قلعهجات هزاره و خدمتگزارى شاه محمود افغان و ظهور التفات نمايان درباره نوّاب هلاكو ميرزاى رشادت بنيان
در هنگامى كه نوّاب شجاع السّلطنه العليّه به عزم شرفيابى حضور معدلت دستور به دار الخلافهء طهران آمده بود ، بنياد خان هزاره [ اى ] از كثرت هرزهدرايى جمعيّتى برداشته قلعه شهرنو را كه برحسب حكم شاهزاده در تصرّف گماشتگان امير قليچ خان تيمورى بود ، محاصره نمود [ و ] حولوحوش ديار باخرز را تاخت كرد و جمعى از رعاياى سرگردان را به كمند خسارت اسير آورد .
نوّاب شاهزاده پس از ورود به ارض اقدس ، ظرف حوصلهاش ظهور اين جسارت را برنتافت و با ولدان نامدار خويش ، نوّابين هلاكو ميرزا و ارغوان ميرزا « 1 » و جمعيتى از خراسانى و غلامان جلادت مبانى به تنبيه بنياد بدنهاد شتافت . قريب به شهرنو جناب معتمد الدوله العليه ميرزا عبد الوهاب از سامان تربتحيدريه به اردوى و الا رسيد و توقف شاهزاده را در آن حدود و رفتن خويش را به استمالت بنياد مردود مستدعى گرديد . بعد از ظهور اذن بنياد بد بنياد را ملاقات و او را از محاصره قلعه شهرنو ممنوع ساخت و مشار اليه نيز بدون اينكه به خدمت اشرف تشرّف جويد ، جمعيت خود را از دور شهرنو برداشته به اقامت قريه « 2 » كاريز من اعمال باخرز پرداخت . نوّاب شاهزاده را ازين جسارت بىاعتنايى ، شعلهء غيرت بيشتر زبانه كشيد و قشون جرّار را كه زياده از سه چهارهزار نبودند ، به عزم تدمير آن نابكار به قلعه كاريز كشانيد . بنياد بدنهاد از فرط تهوّر و بىباكى با مساوى دههزار سوار از طوايف هزاره و جمشيدى و فيروزكوهى و غيرهم قدم جسارت پيش نهاد و در روز پنجشنبه بيست و چهارم شهر رمضان المبارك در حدود قلعه « 3 » كاريز تلاقى جنود شير و خيل روباه دست داد . از هنگام طلوع آفتاب تا وقت زوال عرصهء گيرودار گرم بود و تنهاى هزارگان از صدمات گرز البرزكوب خراسانيان نرم .
هلاكو ميرزا كه زادهء شير ژيان است و در خيل احفاد حضرت صاحبقران زمان به رشادت
هامش
( 1 ) . مجلس : « ارغون ميرزا » ؛ ساير متون و اكسير التواريخ ، ارغوان ميرزا ضبط كردهاند .
( 2 ) . ملى : - « قريه »
( 3 ) . مجلس : « قريه »