تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
چمن رجعت فرمود . ابر آذار كه نايب سلطان بهار است ، با رومىنژادان « 1 » دى و بهمن مقابله كرد و قلاع محكمهء باغ و راغ را به يورش جنود سبزه و ازهار مفتوح آورد . خطبه خلافت به نام نامى سلطان بهار در شهربند گلزار بر منابر شاخسار از زبان هزار خوانده شد و « 2 » والى صحرانورد شمال را كه چندى صحرانورد [ 316 ] دورگردى بساط بهار بود ، دامن ارادت بر دورگردى افشانده آمد . شهزادهء سحاب كه زادهء داراى درياست پس از تسخير شهرزور چمن و زيارت روضه مطهّره گلشن ، به ديگر چمن رحلت نمود و خسرو خضرا لباس گلشن در ماتم او كسوت نيلى نيلوفر « 3 » را زيب اندام فرمود . بزم شيلان نوروزى به عيش و فيروزى چيده و جمشيد زمان و فريدون دوران جلوس اين سال ميمنت مانوس را برفراز اورنگ خلافت آرميد و پس از طىّ بساط ايوان هنگام عزيمت ميدان آمد و شير اوژنان دشمن شكار از اطراف هر ناحيه و ديار برحسب احضار به التزام ركاب ظفر شعار عزيمت‌كنان [ شدند ] . باز سال نو شد و امراى خراسان را خرقهء ارادت در مصطبهء « 4 » تزوير و حيلت به گرو رفت . خوانين قرايى و هزاره و اكراد ، عهد صداقت دولت خداداد را درهم شكستند و در مخالفت شاهزاده آزاده به اتفاق عهود زياده بستند تا به اعتقاد سست خويش عزيمت موكب ظفرانديش را به صوب مملكت خراسان موقوف دارند . معتمدين چند به دربار فلك پيوند فرستاده ، استدعا نمودند كه جناب معتمد الدّوله العليّة ميرزا عبد الوّهاب به سبب رفع وحشت ايشان از سركار شاهزاده و قرار برخى از امورات مأمور به آن صفحات شود . داور عاقبت‌نگر به جهت اتمام حجّت ، مسئول آن جماعت بدعاقبت را قبول نمود و در بيست و دويّم شهر رجب المرجّب معظّم اليه را با احكام محكمه به آن صوب روان فرمود . در اوايل شهر شعبان المعظّم نوّاب حسن على ميرزا به جهت القاى مكنونات امراى خائن خراسان شرفياب دربار عدالت اركان شد و نوّاب دولتشاه مالك رقاب محمّد على ميرزا را نيز به سبب چاره فتنه‌جويىهاى محمود پاشاى بابان ولد عبد الرّحمن پاشاى متوّفى ، و تحريك داود پاشاى وزير دار السلام بغداد ، در اواخر شهر رجب المرجّب شرفياب سدّه سنيّه آسمان شأن
هامش
( 1 ) . ملى : « روم‌نژادان » ( 2 ) . ملى : - « و » ( 3 ) . مجلس : « نيلىفر » ( 4 ) . سكويى كه بر آن نشينند . جايگاهى بلندتر از سطح زمين . ( معين )