تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
ينگىچريان « 1 » و غيره با تهوّرى تمام رسيدند و در قريب اردوى حاجّ از حقيقت كار مطلع گرديده مانند خر در وحل « 2 » سرگردان و معطل شدند . گمرك آقاسى هوا را ديگرگون ديده از جان خود و همراهان ترسيد . جمعيّت خويش را در خارج اردو گذاشت و خود با معدودى چند راه خيمه امير حاجّ ارجمند را برداشت با كمال آداب تكريمات كرده و تعظيمات به‌جاى آورد . بعد از زمانى اذن جلوس يافت و پس از صرف شيرينى و قهوه و چاى « 3 » بدون اظهار مطلبى برخواسته ، خائبا خاسرا به جانب شهر شتافت . خلاصه در هنگام مراجعت هم كه از راه حلب به بغداد مىآمدند ، طوايف اكرادى كه در آن ميانه ساكن مىباشند ، قدرى بىاندامى كردند و ليكن سودى نبردند .

ذكر سفارت حاجى حيدر على خان شيرازى نزد محمد على پاشاى والى مصر و دفع طايفه وهابى از اهتمامات سلطان عصر

اين محمّد على پاشا مردى است با كمال جوهر رشادت و از جانب سلطان روم والى مملكت مصر و آن ناحيت . نظم مهمّات حرمين شريفين نيز به او محوّل و شرفاى مكّه معظّمه را مختار در تغيير و تبديل شغل و عمل . رفتارش با عامّه حاج خاصّه با آنان كه از راه مصر عازم مىشوند ، بر وفق قانون رأفت و مهربانى است و از قرار معروف شيعى مذهب و آذربايجانى . چون جماعت وهّابى ساكن ديار نجد مدّتى بود كه به اعراب باديه تسلّطى كامل يافته نسبت به « 4 » دولت روم نيز به وادى طغيان شتافته بودند و بارها از
هامش
( 1 ) . ينگىچرى / ينىچرى : واژه‌اى است تركى ؛ ينگى / ينى : جديد ؛ چرى : سپاه ، چريك . ينگىچرى ، نام سپاه منتخبى بود در ارتش قديم عثمانى ( از قرن 14 ميلادى به بعد ) كه از جوانان مسيحى به گروگان گرفته شده تشكيل مىشد كه تعاليم سخت نظامى و انضباطى ديده بودند . سپاه ينىچرى بعدها چنان قدرتى به دست آورد كه اغلب در عزل و نصب سلاطين عثمانى دخالت مىكرد و در قرن هفدهم ميلادى عضويت در اين سپاه جنبهء موروثى گرفت و گروگان‌گيرى از مسيحيان پايان يافت . قدرت و شكوه و نظم سپاه ينىچرى در ارتش عثمانى نمونه يك لشكر و سپاه كامل به شمار مىرفت . سلطان محمد دوم در 1826 آن‌ها را قتل‌عام كرد و به قدرتشان پايان بخشيد . ( 2 ) . ملى : « خر در دسل » ( 3 ) . ملى : « و از جاى » ( 4 ) . ملى : « به سبب »