تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
تبيين سفارت او اين‌كه ، سلاطين روم و نمسه و فرانسه را در عرض راه ملاقات نموده نامه و هديه هريك را تبليغ كرد . بعد از فراغ ، پاى عزيمت به مملكت انگلتره برگشود . مدّت نه ماه در دار الملك لندن و ساير اماكن به عشرت گذرانيد و مطالبى كه سابقا نگارش يافت ، مقرون به انجاح گردانيد . مبلغ يكصدهزار تومان وجه امدادى را از بابت ششماهه ثانى سال مصالحه با دولت روس به او تسليم و نوشته [ اى ] مشعر بر امضاى وليعهدى نوّاب نايب السّلطنه العليه عباس ميرزا ، كه در هنگام سفارت مسترالس انگريز از عهدنامه مباركه اخراج شده بود ، ترقيم يافت و مقضىّ المرام از راه اسلامبول به دار الملك ايران شتافت . پادشاه ذىجاه انگريز ، موازى يك قطعه خاتم الماس پربها به مباركى امضاى وليعهدى به يادآورى وليعهد دوران مصحوب مشار اليه فرستاد و از ظهور اين معنى مراتب دوستى و مرافقت دولتين بهيتّين روى در ازدياد نهاد ؛ اميد كه ابدالآباد برقرار باد .

[ 313 ] ذكر بواعث فتنه و فسادى كه فى ما بين دولتين عليّتن ايران و روم اتّفاق افتاد و دوستى قديم و جديد را بر باد داد

مدّتى بود كه فى ما بين دولتين عليتين ايران و روم به هيچ‌وجه من الوجوه كدورت و نقارى واقع نبود و احدى از اهالى دور و نزديك به اين زودىها مظنّه فتنه و فسادى درين « 1 » ميانه نمىنمود . اولياى دولت عليّه همواره رعايت دولت عثمانى منظور مىداشتند و در هنگام مصالحه با هردولتى ، خاصّه دولت روس تا دولت عثمانى را شريك نمىكردند ، بناى موافقت نمىگذاشتند . الحق از آن طرف هم كمال ملايمت و بردبارى معمول مىافتاد و احدى از سرحدداران « 2 » پاى جسارت به جادّه خلاف نمىنهاد . درين دو سه سال از تغيير و تبديل سر عسكران بناى بدسلوكى و خلاف با قوافل و اهل حاج و همسايگان واقع شد و كيفيّت سوء سلوك ايشان به اطراف و اكناف شايع آمد .
هامش
( 1 ) . مجلس : « در » ( 2 ) . مجلس : « سرداران »