فرستادگان چربزبان به دربار معدلت اركان فرستاده متوسل به دامان مرحمت شاهنشاه عاجز نواز گرديد . مروت فطرى باز به جهت اتمام حجّت بر آن تيرهروزان رحمت آورده نواب شاهزاده و الا را از مزاحمت ممنوع كرد .
حضرت و الا به ارض اقدس شتافت و اسماعيل خان سردار با مأمورين در دوازدهم شهر ربيع الاوّل سنه يكهزار و دويست و سى و پنج از شرفيابى آستان همايون استسعادى تمام يافت .
[ 308 ] ذكر سور با سرور نوّاب وليعهد ثانى محمد ميرزا خلف اسن و ارشد نواب نايب السّلطنه العليه عباس ميرزا و نوّاب همايون ميرزا و سركار خان خانان سليمان خان « 1 » نبيره دخترى حضرت صاحبقران
چون نوّاب شاهزاده نامدار و وليعهد ثانى دولت پايدار محمد ميرزا ، خلف ارجمند حضرت وليعهد شوكت جاويد اقتدار برحسب احضار به جهت انجام عيش سعادت آثار روى سعادت به دار الخلافهء جاويد قرار آورده بود ، لهذا حضرت اعلى ، عيش نوّاب همايون ميرزا و سليمان خان ملقّب به خان خانان ولد محمّد قاسم خان قوانلو را كه بطنا نبيره شاهنشاه فيروزلو [ ا ] است ، بر آن افزود . بزمهاى عشرت « 2 » در هر سرايى آراسته شد و غبار كدورت از صفحات قلوب برنا و پير برخاسته « 3 » آمد . اسواق و ميادين دار الخلافه باز آرايش از سر گرفت و رامشگر چرخ اخضر به جهت مباركى اين عيش همايونفر بر لب مزمر نهاد .
صبيّه محمد قاسم خان مزبور كه ايضا نبيره شاهنشاه عدالت دستور است ، به نام نامى وليعهد ثانى نوّاب محمد ميرزا نامزد « 4 » و صبيّه معظّمهء جناب ميرزا محمد شفيع صدراعظم ، به همسرى نوّاب همايون ميرزا قرين فرقد شد . صبيّه محمد قلى ميرزاى ملكآراى طبرستان معروف به ملكزاده با خان خانان سليمان خان همبالين و امرا زادگان قاجار محمّد صادق خان قوانلو و على محمّد خان دولو نيز از شرف مصاهرت
هامش
( 1 ) . ملى : - « خان »
( 2 ) . مجلس : « عيش »
( 3 ) . ملى : « برخواسته »
( 4 ) . ملى : - « نامزد »