تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
شهر رجب المرجب سنهء يكهزار و دويست و سى و سه به جانب صوب مقصود شتافت [ و ] محب على خان خلج را كه در سنه ماضيه به سفارت روم رفته بود ، در منزل اوچ كليسياى ايروان ملاقات كرد كه مراجعت مىنمود . ميرزا عبد الحسين خان شيرازى غلام پيشخدمت سركار همايون كه حاجى سفير را همشيره‌زاده و به اتفاق او سفارت دولت نمسه را آماده بود ، در پايتخت آن مملكت « 1 » نهاد و خود پاى عزيمت به صوب مملكت انگلتره برگشاد . بقيّه داستان سفارت - انشاء الله تعالى - در تلو وقايع سنه آتيه به رشته عرض كشيده خواهد شد . بالجمله حضرت اعلى را پس از وقوع فراغت از مهامّ دور و نزديك و اجماع سپاه از عرب و ترك و كرد و تاجيك ، روز شنبه هيجدهم شهر رجب المّرجب از دار الخلافه به باغ بهشت مثال نگارستان ، نقل‌مكان دست داد و يوم چهارشنبه بيست و دويم شهر مذكور از باغ مزبور با سپاهى نامحصور و توپخانه صاعقه دستور به عزم دفع افاغنهء جسور و خوارزميان ضلالت‌ظهور از راه فيروزكوه و آن ثغور به صوب منظور علم منصور برگشاد . در ارباع فيروزكوه و نمكدوسار « 2 » و ميدان چوق به جهت عرض سپاه و وقوع خبر از جانب خصم كينه‌خواه فى الجمله اقامتى روى نمود تا از قرارى كه - انشاء اللّه تعالى - ذكر خواهد شد ، بعد از حصول مژده فتوحات نوّاب حسن على ميرزا و شكست افاغنه بىسروپا ، روى همايون به دفع خوارزميان بىايمان سست‌پيمان فرمود - بمنّه وجوده .

ذكر مجادله نوّاب حسن على ميرزا با فتح خان افغان و شكست آن طايفهء بىايمان از فضل قادر سبحان و ساير اوضاع اتّفاقيه در آن عهد و اوان

در زمستان سال گذشته در باب استحكام قلعه غوريان و انضباط قلعه محمودآباد از جانب ديوان قدر بنيان به نوّاب شجاع السلطنه العليه فرمايشى رفته بود . نوّاب
هامش
( 1 ) . مجلس : + « روى » ( 2 ) . مجلس : « نمكدوساور »