تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
مزبور را موافق قرار عهدنامه ميمنت دستور در ايّام دعوا بايد داد ، نه پس از مصالحه . دولت عليّه را جواب آن‌كه : مواجب شش‌ماهه ثانى كه به لشكر داده مىشود ، به سبب خدمتى است كه در ششماه « 1 » اوّل كرده و تداركات خود را ديده روى « 2 » به سفر آورده است . مستر موريه « 3 » ايلچى كوچك و هنرى ولك وكيل نيز همان اعتقاد ايلچى خود را داشتند و مطلقا خاطر به اداى مبلغ يكصدهزار تومان نمىگماشتند . بنابر فقرات معلومه ، حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى كه به سبب دو سفارت دولتين انگريز و روس با فنون كار سفارت مأنوس بود ، مأمور گشته چندى اوقات خود را صرف تدارك نمود . از اين‌كه از راه اسلامبول و قرالات فرنگ ، كه هم خشكى است و هم نزديكتر ، روانه مملكت انگلتره مىشد ، لهذا شاهنشاه آگاه مصلحت چنان ديد كه به تحرير نامه دوستى ختامه ، دوستى قديم و جديد را با خداوندگار روم سلطان محمود خان ، تازه‌تر سازد و به ارسال نامه و هديه نيز به دوستى پادشاهان نمسه و فرانسه پردازد . نامه [ اى ] يك جهتى ختامه مشعر بر امضاى نامه كه مصحوب محب على خان فرستاده « 4 » به خداوندگار روم نوشتند و چون در اوقات مأموريت مشاراليه هديه داده بودند ، از تحفه فرستادن مكرّر گذشتند . به جهت ايمپراطور نمسه و لوئى هجدهم « 5 » پادشاه فرانسه هريك چند طاقه شال كشمير و چند رشته تسبيح مرواريد بىنظير به عنوان تحفهء دوستانه برگزيدند و از جهت پادشاه انگريز كه مقصود اصلى [ 289 ] از آن سفارت بود ، موازى يك قبضه شمشير مرصع خراسانى ميلاد و شال و مرواريد زياد و جعبه [ اى ] از طلاى مينا و يك عدد بشقاب يشم مصور به‌صورت پادشاه صاحبقران ، تسليم حاجى ميرزا ابو الحسن خان گردانيدند . نامه‌جات سلاطين از كلك دبيران عطارد قرين تحرير يافت و مشار اليه در اواسط
هامش
( 1 ) . مجلس : « ششماهه » ( 2 ) . مجلس : « مؤدّى » ( 3 ) .james justinian Morierجيمز جوستينين موريه : نويسنده و سياستمدار بريتانيايى و پسر اسحاق موريه است . وى دوبار به ايران مسافرت كرد و مجموعا بالغ بر شش سال در ايران اقامت داشت . سمت او منشىگرى سفارت انگليس در تهران و يا نيابت سفارت در ايّام غيبت سفير انگليس بود . در 1816 ميلادى به وطن خود برگشت و در باب سفرهاى خود دو جلد سفرنامه نوشت كه هردو به طبع رسيد . بيشتر شهرت او به دليل كتاب حاجى باباى اصفهانى است كه در 1824 به طبع رسيده است . ( معين ، ذيل موريه ) ( 4 ) . مجلس : + « شد » ( 5 ) . مجلس : « لوى هيجدهم »