گشت . دار المرز چمن از نزول موكب خسرو داد تازگى از سر يافت و فرمانفرماى باغ بندر راغ را از مدد جنود سبزه مسخّر كرده خيل اعرابى لون زاغ هزيمتكنان به هر بومو بر شتافت .
افغان هزاردستان در تسخير ولايت فيروز گلستان چيره شد و عمامهدار شكوفه به ريختن خون غنچه خضرا لباس خيره آمد . سلطان بهار از فرط عدالت سرشار ، غيرتى ملوكانه انگيخت و عمامهدار شكوفه را به مكافات آن جنايت بىشمار بر فلك شاخسار آويخت . اورنگ خلافت مجدّدا از فرّ جلوس شاهنشاه معدلت آيت ، همرنگ اورنگ سپهر شد و چهر فروزان خسرو منوچهر چهر ، از فرط روشنى و بها غيرت افزاى چهر ماهو مهر . شاهزادگان اطراف و نامداران اكناف و سفيران انگريز و روس و دبيران عطارد مأنوس ميران پيشگاه و خاصان خرگاه غلامان زرّين كمر و وشاقان حورا منظر هريك در جاى خويش ايستاده و آداب ركوع و سجود را در آن قبله اقبال و كعبه آمال آماده بودند .
بزم شيلان نوروزى در كمال بهجت و فيروزى به قانون پار و پيرار گذشت و شير اوژنان ركاب مستطاب را نوبت ميدان رزم گشت . از قرارى كه ذكر شد فرستادگان ينارال الكسندر يرملوف سردار جديد گرجستان و ايلچى مختار [ 267 ] مأموره به دولت عليّه ايران به همراهى حاجى ميرزا ابو الحسن خان به دربار معدلت نشان وارد [ شدند ] و از قرار عرض سردار مزبور در اواسط ايّام بهار قرار حركت او از تفليس و ورود به آستان معدلت تأسيس خواهد بود . فرستادگان مزبور با انعام و احسان موفور از دربار مروت گنجور رخصت انصراف يافته در جواب عريضه سردار معزى اليه مقرّر آمد كه در موعدى معيّن در چمن سلطانيه شرفياب درگاه مينوون گردد .
فرامين قضا آيين به افتخار نوّاب نايب السلطنه و نوّاب عبد اللّه ميرزا صاحب اختيار ولايت خمسه و حسين خان سردار ايروان صادر شد كه در هنگام عزيمت ايلچى دولت روس از ابتداى خاك متعلّقه به دولت جاويد مأنوس تا ولايت زنجان معزى اليه را با احترامى شايان وارد سازند و در هريك از ولايات متعلقه به تدارك اسباب تجمّل ما لا كلام و لوازم احترام پردازند . عسكر خان ارومى افشار بر حسب امر اعلى به مهماندارى مشخص آمد و مقرّر گرديد كه نوّاب وليعهد دوران مهماندار مزبور را تا منزل اوچ كليسيا فرستاده رسوم مهماننوازى را آماده باشد . جناب معتمد الدوله العليه و
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 441
مساهمون: ناصر افشار فر
ص٤٤١