جنگى دليرانه كرده و ناپليون را شكستى فاحش داده او را در بيابان بىسروسامان حيران و دروا گردانيد .
ناپليون بعد از شكست در جايى قرار نگرفته به دولت انگريز فرار كرد . گماشتگان آن دولت او را در جزيره انگلتره گرفته و برحسب صوابديد جمهور قرالات در جزيره سانتالينا « 1 » كه در وسط درياى محيط و ميانه ممالك افريقا و آمريقاست ، برده محبوس داشتند و همواره سههزار نفر مستحفظ بر وى گماشتند .
پادشاه قديم فرانسه را كه در مملكت انگريز بود ، آورده بر تخت نشانيدند و كاركنان عالم قضا پس از سالى چند ، زهر فنا در كام ناپليون چشانيدند . بعد از حبس ناپليون ، پادشاهان روس و قرالات فرنگ در شهر نمسا « 2 » مجتمع « 3 » گشته صلحى كل نمودند كه هركس مملكت خود را داشته ، دست تعدى به جانب مملكتى ديگر دراز نكند . هرگاه دولتى خواهد پا از حدّ خود بيرون گذارد ، « 4 » ساير دولتها متفق گشته او را از ميان بردارند .
بالجمله با وجود آنكه مدتى حاجى ميرزا ابو الحسن بىوجود ايمپراطور اعظم در پطرزپورغ توقف كرد و از وعدههاى كاذبانه امناى آن دولت روزى به شب و شبى به روز مىآورد ، ايمپراطور روسيه بعد از مراجعت چون خاطرى فارغ از انديشه ناپليون داشت ، سفير دولت عليّه را در خلوتى خواسته به اين سياق همت بر جواب مطالب گماشت كه :
دولت روسيه هيچيك از ولايات گرجستان و آذربايجان را به زور متصرّف نگرديدهاند ، بلكه ولات و بيگلر بيگيان و حكام ، خود قدم پيش گذاشته به دولت روس گرويدهاند . به قاعده [ اى ] كه در ميان كفر ، نظامش مىخوانند و به قانونى كه در ممالك اسلام ، مروتش « 5 »
هامش
بود و به برادرش ريچارد ولسلى در شكست دادن تيپو سلطان و رؤساى مهراتا كمك كرد . در 1809 - 1813 فرماندهى جنگ معروف به جنگ شبه جزيره را داشت و فرانسويان را از اسپانيا بيرون راندند . در نبرد واترلو ( 1815 ) تاپلئون را شكست داد . در 1828 تا 1830 به نخستوزيرى رسيد . در 1842 مقام فرماندهى كل سپاه براى تمام عمر را يافت . ( معين ، ذيل ولينگتون ) .
( 1 ) . جزيره سنتهلن .
( 2 ) . اتريش ؛ در اينجا منظور شهر وين پايتخت اين كشور است كه كنگره وين در آنجا تشكيل گرديد .
( 3 ) . مجلس : « جمع »
( 4 ) . ملى : - « گذارد »
( 5 ) . ملى : « مرديش » .