تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
مىدانند ، آن جماعت را كه به پاى خود پناه به دولت روسيه آورده‌اند ، دست بستن « 1 » و عهد نظام و مروت را شكستن ، خلاف رسوم فتوت و ملكدارى است . ولايات گرجستان و قراباغ به سبب مواحدت مذهب در تصرّف روسيه باشد ، انسب است و چون سابق برين تعرّضات از كوه‌نشينان داغستان به گرجستان مىرسيد ، لهذا داغستان نيز به تصرّف ما را اقرب . در باب ردّ كردن ساير ولايات گنجه و شيروان و طالش و غيره ، مضايقى نيست ، ولى وقتى كه ايلچى مختار ما كه سردار جديد گرجستان است ، « 2 » بداند كه رضاى اهالى آن ولايت بر چيست . خلاصه اميرى از امراء آن مملكت را ، كه مسمّى به الكسندرير ملوف و از قانون امارت و سفارت با وقوف بود ، لقب ايلچى مختار داده و نام سردارى مملكت قفقازش بر سر نهاده با تحفى بىكران به همراهى حاجى ميرزا ابو الحسن خان به جانب اين دولت قوى اركان روان نمود . سردار مزبور بعد از ورود به تفليس « 3 » چندى به جهت انتظام كار گرجستان و داغستان توقف كرد و دو سه نفر از معارف معتمدين خود را با عريضه ارادت تضمين به اتفاق سفير مزبور به دربار معلى روان آورد . بعد از ورود ايشان ، فقرات مرقومه به عرض [ 266 ] داراى جهان‌دار رسيد و فرمايشات همايون در باب تداركات ورود سفير دولت روس از مصدر خلافت صادر گرديد . بالجمله در همين سنهء ميمونه ، هنرى و لك انگريز [ ى ] كه مردى مصلحت‌گزار و خيرخواه و سال‌ها به اتفّاق سفراى آن دولت ، مقيم اين درگاه فلك‌جاه بود ، از جانب دولت خويش لقب وكالت يافت و مستر موريه ايلچى كوچك برحسب احضار امناى شوكت انگلتره آستان اعلى را وداع گفته به مقرّ اصلى شتافت .
هامش
( 1 ) . ملى : « و سبب متين » ( 2 ) . مجلس : + « آمده » ( 3 ) . ملى : « بعد از ورود مفليس »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 439 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )