بخش 3
بهاريه « 1 » سال ميمون فال سيچقان ئيل مطابق يكهزار و دويست و سى و يك هجرى و سردارى فرج الله خان به خراسان و رجعت رشيد خان افغان
هنگامهآراى عرصه خاور و يكّهتاز ساحت باختر اعنى خورشيد انور ، درين سال فرخ فرّ بعد از انقضاى چهار ساعت و چهل و سه دقيقه از شب پنجشنبه « 2 » بيست و يكم شهر ربيع الثانى سنه يكهزار و دويست و سى و يك هجرى از سراى حوت به ميدان حمل نهضت آراى شد و در عرصه خاورزمين گلشن از ورود جنود سورى و سوسن به دفع خوارزميان دى و بهمن هنگامهها برپا [ نمود ] . نوباوه سرو آزاد با خيول سبزه و ازهار اطراف قلعهچمن را محصور آورد و مسرع باد نوروزى از جانب سلطان بهار او را از مداخلت منع كرد و موكب خسرو اردىبهشت به سلطانيه چمن نزول فرمود .
جگرگوشگان قواى ناميه را به پيشگاه حضور خويش احضار فرمود . « 3 » بنياد امير خيانتپيشه بهمن با خلف ناخلف اسپند به ضرب تيشه انتقام از پاى درآمد و افغان تندر در تصرّف حصار گلشن بر فلك اخضر رسيد . سفير وقايعنگار هزاردستان در شهربند گلستان پاىبند شد و نوباوه سرو سهى به ايالت خاورزمين گلزار حكمران بر هر پست و بلند . از عزل و نصب نوباوگان نهال ممالك گلزار را طراوتى ديگر حاصل شد و كوهنشينان لاله و شقايق را از يورش ابر آذار خونها در سينه و داغها بر دل ماند .
كنارنگ « 4 » كيهان و خداوند جهان اعنى شاهنشاه صاحبقران و خسرو كشورستان به
هامش
( 1 ) . ملى : « بهار »
( 2 ) . مجلس : « شنبه »
( 3 ) . مجلس : « نمود »
( 4 ) . كنارنگ : حاكم ، ناظر ، فرماندار .