در همان اوقات تقبيل عتبهء عليّهء خلافت را از دار السلطنه تبريز پاى برگشاد از رهگذر فراغت از زحمت جنگ و فرصت آستان بوسى شهريار با فرهنگ شكرگزارىها به عمل آورد و از كيفيّت نظم مملكت آذربايجان و ايمنى رعاياى آن سامان حكايتها كرد .
اسماعيل خان سردار دامغانى با فوجى از جنود ظفر مبانى و ذو الفقار خان سركرده نظام سمنانى و مطلّب خان ناظم جانباز دامغانى و امان الله خان افشار سرتيپ پياده بختيارى و سوار . خواجهوند و - عبد الملكى از قرارى كه سابقا اشاره رفت - به دفع خوانين اتراك و اكراد خراسانى از ركاب فيروز حضرت صاحبقرانى برزده و دامان آمدند و در دوازدهم شهر ربيع الاوّل روانه آن سامان شدند . حسين قلى خان ولد اسحق خان قرايى كه به جهت استدعاى تعيين سپاه در درگاه فلكجاه متوقف بود ، مقضى المرام و شادكام به آن صوب صواب انجام سبك عنان و فرامين قضا آيين به افتخار خوانين خائن و امين مشعر بر وعده و وعيد « 1 » و حاكى از بيم و اميد از مصدر خلافت صادر و فرمايشات « 2 » عليّه ، آن جيوش بحر خروش را در تدمير دشمنان دولت قوى اركان ، معين و ناصر آمد .
[ مصرا ] ع :
تا چه باشد قرار كار جهان
هامش
( 1 ) . ملّى : « وعدهء وعيد »
( 2 ) . ملى : « فريشات »