مقضى المرام روانه گردانيده باشند . يسينچى « 1 » زاده سيد عبد الوهاب و جلال الدين افندى ايلچيان روم كه در درگاه ابد ملزوم حاضر بودند ، دو سه شبانروز بزم مشاوره آراسته و خلافها از ميانه برخاسته « 2 » شد . مطالب سفراى روم ، يكى استرداد اموال منهوبه عراق عرب بود كه اموال منهوبه زوار عجم از دستبرد اعراب ضلالت توام جواب اين مطلب را به واجبى ادا مىنمود ؛ ديگرى موقوفى كاوش به عراق عرب و ترك حمايت جماعت بابان بود كه جواب به اين سياق داده شد كه چون ايلات بابان « 3 » را ييلاميشى « 4 » در حدود ولايات كردستان [ 226 ] و ايلات بابان كردستان را « 5 » نيز قشلاميشى « 6 » در حدود ولايت بابان است ، اولا بايد تعيين والى شهرزور به اطلاع امينان دولت جاويد دستور باشد و ثانيا وزراى بغداد هرگاه بخواهند تعرضى به پاشايان بابان برسانند ، پاشايان از توسّل به اين دولت قاهره ناگزيرند و حمايت ايشان از جمله ملزومات اين شوكت مروت تأثير . كاوش در خاك بغداد هم به سبب « 7 » كاوش وزراء در شهرزور است و راهى ديگر ندارد .
چون در دفعه اخير كه نوّاب شاهزاده گردون سرير محمد على ميرزا ، به تدمير عبد الله پاشاى وزير مأمور گرديد و عبد الرحمن پاشا را بر مسند ايالت ولايات بابان نشانيد ، عبد الرحمن به جز پيشكشى كه نقد داد ، حجّت ده هزار تومان نيز به كارگزاران نواب اشرف سپرد كه همه ساله به صيغه ماليات ، كارسازى نمايد و حجّت مزبور در نزد مولف اين صحيفه ثبت و ضبط بود . عمده مطلب سفرا اين فقره بود كه عاقبت كار آن را در دولتدارى درست نمىديدند . امناى دولت قاهره نيز مرخصى ايشان را بىنيل مرام نمىپسنديدند ، لهذا آن همه گفتگو را به ردّ كردن حجت مزبور مصالحه كرده سفيرين مزبورين بعد از شرفيابى حضور مرحمت دستور و ظهور تفقدات نامحصور مرخص و حضرت ميرزا محمد رضاى قزوينى منشى ديوان اعلى كه قبل ازين سفير دولت فرانسه بود ، به جهت طى اين مقالات با نامه دوستى علامات به سفارت روم نامزد و به اتفاق آن دو سفير روانه نزد سلطان محمود خان خداوندگار آن مملكت ارم نظير شد . در خلال اين
هامش
( 1 ) . يسينچىزاده ، مولف ياسينچىزاده عبد الوهاب افندى فرستاده عثمانى است ( مستفاد از اكسير التواريخ ) ؛ ملى : « بسنجىزاده » ؛ مجلس : « يسنجىزاده »
( 2 ) . ملى : « برخواسته »
( 3 ) . ملى : - « بابان »
( 4 ) . ييلاق
( 5 ) . مجلس : - « را »
( 6 ) . قشلاق
( 7 ) . ملى : - « كاوش در خاك بغداد هم به سبب »