تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة فهرست 33

مساهمون:

صفهرست ٣٣
و « راز » از طرف مادر به سيد قطب الدين متصل است ، و [ خاورى ] در يكى از قصايد خود فخريه مىنمايد كه :
اجدادم از كرام همى تا ابو تراب * آبايم از عظام همى تا ابو البشر گر سرورى مرادم ، بس حالت نيا * ور برترى مرادم ، پس سيرت پدر
بالجمله جنابان سيد قطب الدين و آقا محمد هاشم هريك در زمان خود ، پيشواى سلسله ذهبيه بوده و حفظ قواعد و رسوم شريعت و طريقت را به اقص الغايه مىنموده‌اند . از دلايل بزرگوارى آقا محمد هاشم شمرده‌اند كه سال رحلتشان مطابق است با عدد آيه وافى هدايه « ان كتاب الابرار لفى عليين » ميرزا فضل الله شريفى الحسينى خاورى در 1190 در شيراز متولد شد و ابتدا نديم مخصوص حسين على ميرزا فرمانفرما بود و بعد به تهران رفته به خدمت صدر اعظم ميرزا محمد شفيع مازندرانى درآمد : « ميرزا شفيع بعد از ملاقات ، كمالات ايشان را آگاه شده در خدمت پادشاهش معرفى كرده و در زمره چاكران خاصش جا داد و تصدى امورات دول خارجه و نگارش مراسلاتشان به صلاح و صوابديد ايشان موكول و قريب به پانزده سال مشغول به اين كار بود » . « 1 » بعد از اين زمان به خدمت وزارت همايون ميرزا و محمود ميرزا ، كه حكومت لرستان فيلى و نهاوند را داشته ، درآمد . خود وى گلايه‌آميز در اين كتاب اشاره‌اى دارد به اين مضمون : « در اواسط شهر جمادى الاول سنه يكهزار و دويست و چهل و چهار ، موكب ظفر شعار به آن سامان و ديار شتافت [ و ] در روز ورود موكب انجم تحشم به دار الايمان قم ، اين بنده خدمت‌گزار با اهل‌وعيال بىشمار از سامان نهاوند و ولايت الوار به طريق فرار از آن ديار و شرفياب درگاه فلك مدار شاهنشاه تاجدار مورد تفقدات بىشمار آمد . تبيين اين مقال آن‌كه ، بعد از مدت سه سنه افزون كه در آن ديار به مباشرى افتادم و آدابى نيكو ، كه موجب مزيد اميدوارى رعيت و دعاگويى دوام دولت ابدآيت بود ، نهادم ، از وفور
هامش
( 1 ) - حديقة الشعراء ، ص 535 - 536 ؛ صاحب حديقة الشعراء در ص 536 مىنويسد : املاكى را كه موقوفه جناب سيد امير احمد بن الامام الهمام موسى الكاظم ( ع ) در قريه ميمند است ، چون جد ايشان از خدام اين آستانه بود و در عهدنامه موقوفاتش از ميان رفته ، توانست آن را برگرداند و در اختيار برادر خود ميرزا بابا قرار دهد .